برگردان به زبان ساده
گر شبکی نشستمی با بُتِ خویش رو به رو
وه که چه عیش کردمی تازه به تازه نو به نو
هوش مصنوعی: اگر به تنهایی با معشوق خود روبهرو میشدم، چه لذتی میبردم که هر بار تجربهای تازه و نو را حس میکردم.
گه لبکش مزیدمی گه زنخش گزیدمی
گه گلِ وصل چیدمی رنگ به رنگ بو به بو
هوش مصنوعی: گاهی به لبخندش افزوده میشود، گاهی با نیشش آزارم میدهد، گاهی در آغوشش گلی از پیوند و هستی میچینم و عطر و رنگ آن را از بو و رنگش حس میکنم.
گه شکرش ربودمی گه کمرش گشودمی
گاه ز وصل سودمی سینه به سینه رو به رو
هوش مصنوعی: گاهی شکر و محبت او را از دست میدهم، گاهی بند دلش را میگشایم. زمانی از وصال او بهرهمند میشوم و گاهی رو به رو سینه به سینه با او قرار میگیرم.
هم چو قدش ندیده ام سرو به هیچ بوستان
گر چه بسی بگشته ام باغ به باغ جو به جو
هوش مصنوعی: من مثل او را که به قد و قامتش نمیرسد، در هیچ باغ و بوستانی ندیدهام، هرچند که در باغها و جویها بسیار گشتهام.
چند ترا طلب کنم خانه به خانه در به در
چند گریزی از برم کوچه به کوچه کو به کو
هوش مصنوعی: چند بار باید به دنبال تو بگردم، از خانهای به خانه دیگر، و از درب به درب؟ چقدر باید از حضور من فرار کنی، در کوچهها و خیابانها؟