برگردان به زبان ساده
باز مرا مست کرد بویِ عرق چینِ تو
در سرم افتاد شور ز آن لبِ شیرینِ تو
هوش مصنوعی: عطر عرق چین تو دوباره مرا سرمست کرد و شور و شوق آن لب شیرین تو در ذهنم جان گرفت.
عنبرِ زلفِ تو برد رونقِ مشکِ ختا
قاعدۀ نو نهاد طرّه پر چینِ تو
هوش مصنوعی: عطر زلفهای تو زیبایی و جذابیتی تازه به خوشبویی مشک ختا بخشیده و به طرز جدیدی بر روی پیچهای موی تو تأثیر گذاشته است.
نافۀ آهویِ چین خشک شد از رشکِ آنک
هم چو بلورِ ترست نافۀ سیمینِ تو
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و آن را با آهوی چینی تشبیه میکند. او از این مینالد که زیبایی معشوقش با دیگران قابل مقایسه نیست و همانطور که بلور درخشان و شفاف است، زیبایی او نیز بینظیر و خاص است. در واقع، شاعر حسادت را در وجودش احساس میکند و این احساس باعث میشود که زیبایی معشوقش را بیشتر بخواهد و نوعی اندوه در او به وجود آورد.
بستر و بالینِ من نیست به جز خاک و خشت
رقصکنان هندوان بر گلِ نسرین تو
هوش مصنوعی: بستر و محل خواب من چیزی جز خاک و آجر نیست، در حالی که هندوان در حال رقص بر روی گلهای نسرین تو هستند.
گر دُرر چشم من جمع کند جوهری
باز نداند کس از خوشۀ پروین تو
هوش مصنوعی: اگر گنجینههای زیبایی چشمان من را هم کس جمع کند، باز هم هیچکس نمیتواند ارزش و زیبایی دُرّ خوشۀ پروین تو را درک کند.
حسن و جمال و جلال این همه داری و لیک
رسمِ وفا پروری نیست در آیین تو
هوش مصنوعی: تو زیبایی و شکوه و عظمت زیادی داری، اما وفاداری و پایبندی به عشق در رفتار تو وجود ندارد.
شد دلِ تنگم خراب نی غلطم خونِ ناب
راست بگویم ز چه از دلِ سنگینِ تو
هوش مصنوعی: دل تنگ و ناراحتی دارم. این ناراحتی مانند خون خالص است که نمیتوانم پنهانش کنم. باید راست بگویم که علت این دل سنگین و غمگین من تویی.
عیب نزاری کنی گر کند آشفتگی
شیفته میداردش بویِ عرق چینِ تو
هوش مصنوعی: اگر عیب و نقصی از تو بروز کند، این شیدایی که به تو احساس دارم، بوی عرق بدنت را دارد.