برگردان به زبان ساده
که دیدهای که چو من در فراق یار بسوخت
بسوخت آتش هجران مرا و زار بسوخت
هوش مصنوعی: آیا کسی را دیدهای که مانند من در غم جدایی معشوقش بسوزد؟ آتش جدایی او مرا هم کاملاً سوزانده و دردمند کرده است.
مرا ببین و ز من اعتبار کن یارا
اگر کسی نشنیدی کز انتظار بسوخت
هوش مصنوعی: مرا ببین و نسبت به من توجه کن، چون اگر کسی را ندیدی که از اشتیاق سوخته باشد، من همانطور هستم.
غم تو صاعقهای در میان جانم زد
که ترّ و خشک وجودم به اعتبار بسوخت
هوش مصنوعی: دل من به شدت تحت تاثیر غم تو قرار گرفته است، به گونهای که تمام وجودم را سوزانده و از بین برده است.
سرشک دیده چنان میرود ز سوز جگر
که قطره قطره چون ژاله در کنار بسوخت
هوش مصنوعی: اشکهای چشمانم به طور پیوسته به خاطر درد عمیق درونم میریزد و مانند قطرات شبنمی در کنار آتش میسوزد.
نفسنفس که درآمد ز حلق پر دودم
ز تاب آتش آهم شراروار بسوخت
هوش مصنوعی: وقتی نفس نفس میزنم و اندکی به نفس میکشم، از حلقومم دودی بلند میشود. به دلیل شعلههای آتش درونم، آهی از دل برمیآید که مانند جرقهای، همه چیز را میسوزاند.
چنان دماغ دلم از تف سموم خیال
بسوختند که هم خواب و هم قرار بسوخت
هوش مصنوعی: دل من چنان تحت تأثیر افکار منفی و زهرآگین قرار گرفت که نه خواب آرامی برایم باقی ماند و نه آرامش.
بسوزد آتش دوزخ وجود عاصی را
چنانکه جان نزاری ز هجر یار بسوخت
هوش مصنوعی: آتش جهنم باید وجود گناهکاران را بسوزاند، همانطور که دل کسی که از جدایی معشوقش رنج میبرد، به شدت میسوزد.