برگردان به زبان ساده
مجنون در لیلی زد فرهاد در شیرین
اینجا سخنی دیدم همچون شکر شیرین
هوش مصنوعی: مجنون در عشق لیلی و فرهاد در عشق شیرین داستانهایی را رقم زدند که سرشار از احساس و زیبایی هستند. اینجا نیز کلامی را مشاهده کردم که به اندازه شکر شیرین است.
کو زیدی و شاووری کز روی جوان مردی
گوید سخن لیلی آرد خبر شیرین
هوش مصنوعی: تو که با شجاعت و جوانمردی سخن میگویی، خبر شیرین لیلی را به زبان میآوری.
خسرو ز سر نخوت مغرور کله داری
فرهاد به جان بسته بر جان کمر شیرین
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر خودخواهی و غرور خود، سرش را بالا نگه داشته است. فرهاد، با تمام وجودش و با عشق به شیرین، برای جانش تلاش میکند و همه چیز را فراموش کرده است.
آبشخور اگر آرد بیرون ز صفاهانم
این بار فرود آیم بر خاک در شیرین
هوش مصنوعی: اگر آبشخور (منبع آب) از اصفهان بیرون برود، این بار بر خاک شیرین فرود میآیم.
با آن که شود بی شک در خون من بی دل
هیهات اگر افتد بر من گذر شیرین
هوش مصنوعی: اگرچه بیتردید در جانم زخمی از عشق وجود دارد، اما وای از این که روزی به من برخورد کند و دلدادگیام را جان دهد.
با من به ترش رویی گو تلخ مگو حاسد
گر شور کنم شاید اندر نظر شیرین
هوش مصنوعی: اگر با من بدرفتاری میکنی، نگو که من حسودم؛ زیرا اگر بخواهم شاد باشم، شاید در چشمانت شیرینی و محبت ببینم.
تلخ است چنان عیشی ای دوست که لاتسأل
وقت است نزاری را رفتن به سر شیرین
هوش مصنوعی: دوست عزیز، لذت چنین عیشی تلخ است، که در آن از کسی نپرسند وقت را، چون نوید رفتن به سر یک شیرینی را میدهند.
تا عشق برون آرد از سر هوست یارا
اوقات نزاری خوان چند از سمر شیرین
هوش مصنوعی: برای اینکه عشق تو را از فکر و خیالهای بیهودهات رها کند، ای دوست، ساعاتی را به یاد نزار (شاعر معروف) بگذران و از شیرینی میوههای بهشتی لذت ببر.