برگردان به زبان ساده
ای سرِ کویِ تو منزل گَهِ آسایشِ من
خجل از مصقلۀ جودِ تو آرایشِ من
هوش مصنوعی: ای مسیر زندگیام، جایی که در آن آرامش مییابم، من از زیبایی بخشش تو شرمندهام.
همه امید به بخشودن و بخشیدنِ توست
فضلِ تو کم نکند حصّه ی بخشایشِ من
هوش مصنوعی: همهی امیدها به آمرزش و لطف تو بستگی دارد و این بخشش من چیزی از عظمت و فضیلت تو کم نمیکند.
هم رضایِ تو خلاصم دهد از آتشِ قهر
بس بود رحمت تو بوته ی پالایش من
هوش مصنوعی: اگر تو مرا راضی کنی، از آتش خشم نجات مییابم و تنها رحمت تو کافی است تا من را پاک کند.
پیشِ طوفانِ قیامت چه محل خواهد داشت
در دیوار عبادت ز گل اندایش من
هوش مصنوعی: در زمان قیامت و طوفان آن، دیگر چه ارزشی خواهد داشت عبادتی که بر پایه افکار ناپایدار و موقتی من بنا شده است؟
تا دلیلِ کرمت هادی بختم نشود
ره به مقصد نبرد مرحله پیمایشِ من
هوش مصنوعی: اگر کرامت تو راهنمای سرنوشت من نشود، نمیتوانم در مسیر پیمایش خود به مقصد برسم.
کار تقدیرِ تو دارد من و امید به تو
تا چه آید زمن و کاهش و افزایشِ من
هوش مصنوعی: سرنوشت تو در دست من است و من امیدوارم که چه چیزی از من برآید، چه کم و چه زیاد.
زاریِ زارِ نزاریِ ستم فرسوده
تو شنو ورنه که دارد غمِ فرسایش من
هوش مصنوعی: گله و نالهی کسی که از ستم و ظلم خسته شده را بشنو، وگرنه غم و دردِ فرسایش و رنج من را نمیفهمی.