برگردان به زبان ساده
الغیاث از همنشینان خیالآمیز من
شادی رویِ سحرخیزان شبخونریزِ من
هوش مصنوعی: کمک بخواهید از همراهان خیالی من که مایه شادی من هستند، شبی که سرخوشیهای سحرخیزان را با حالتی خونین ملاقات میکند.
بی دلآرامی که هر دم بر کفم جا مینهد
بیش آرامی نگیرد طبعِ شورانگیزِ من
هوش مصنوعی: بدون آرامش دل، هر لحظه چیزی بر دستانم قرار میگیرد که به من آرامش نمیدهد و طبع پرشور و شوق من را ناآرامتر میکند.
جانِ شیرین بر دهان میآیدم فرهادوار
مالکِ موت است اگر باورکنی پرویزِ من
هوش مصنوعی: میخواهم بگویم که اگر به من اعتماد کنی و به حرفهایم گوش دهی، میتوانم با شجاعت به سمت مرگ بروم، مثل فرهاد که بر عشق میجنگید. من در حقیقت، پرویز هستم، و این نشان میدهد که رابطهی عمیقتری بین ما وجود دارد.
هم چو شیرین در هوای خسرو از بس اشتیاق
بر براق آسمان دارد سبق شبدیزِ من
هوش مصنوعی: مانند شیرین که به خاطر عشق به خسرو در آسمان پرواز میکند، اشتیاق من به شبدیز به قدری زیاد است که همچون او، در اوج آسمان پرواز میکنم.
چون همه اسبابِ عیش و کامرانی در وی است
گوشۀ باغ گریزآباد بس تبریزِ من
هوش مصنوعی: تمام خوشیها و لذتها در این مکان وجود دارد، پس از آن گوشهی باغ، به دور از شلوغی و همهمه، فرار کن و به تبریز من برو.
کس نمیداند نزاری از کجا افتاده است
شور در عالم ز نوکِ خامۀ سرتیزِ من
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند که نزاری چگونه به این حال و هوای شورانگیز افتاده است؛ این شور و هیجان در دنیا ناشی از قلم تیز و خلاق من است.
در عذابِ دوزخم بیدوست میدانم که نیست
جز شبِ هجران به نسبت روزِ رستاخیز من
هوش مصنوعی: در درد و رنج دوزخ، تنها بودن را تجربه میکنم و میدانم که هیچ چیز جز شب جدایی در مقایسه با روز رستاخیز من وجود ندارد.
داد خواهم خواست از بیدادِ خوبان روزِ حشر
در قیامت دامنِ یارست دستآویزِ من
هوش مصنوعی: من در روز قیامت از خوبیهای یاران کمک میخواهم و به دامن آنها چنگ میزنم تا به من یاری رسانند.