برگردان به زبان ساده
پس از یک دو سالم که توفیق حی
مساعد شد و توبه کردم ز می
هوش مصنوعی: بعد از مدتی که به لطف خداوند موفق شدم و از نوشیدن شراب توبه کردم،
دگر باره مخدوم ملایِ بیک
که بادش قرین روز و شب بخت نیک
هوش مصنوعی: مقتدر دیگری که آقای ملای بیک است و خوشبختی او همیشه با روز و شب همراه است.
به جامِ مروّق خمارم شکست
سر توبه بیاختیارم شکست
هوش مصنوعی: در میانهی خوشی و نشئه، ناخواسته پیمانهام شکسته و توبهام را از دست دادهام.
خدیوست و تکلیفِ مالایطاق
چه درمان چنین اوفتاد اتّفاق
هوش مصنوعی: تو سرور منی و وظیفهای که غیر ممکن است، چه راهی برای درمان این اتفاقی که برایم افتاده وجود دارد؟
به الفاظ شیرین زبان برگشاد
می تلخ بستان که از روی داد
هوش مصنوعی: با کلمات نرم و شیرین سخن بگو و از تلخیها و دشواریها یاد نکن، زیرا زندگی سرشار از تجربیات مختلف است.
تو را می سزد می پرستی و بس
برآئین تو می نخوردست کس
هوش مصنوعی: شایسته است که تو را بپرستند و بس؛ هیچکس دیگر شایستهی عبادت بر اساس آیین تو نیست.
چو ممزوج شد با مزاجِ تو می
تحاشی مکن تا توانی ز وی
هوش مصنوعی: هرگاه که می با طبع تو درآمیزد، از آن دوری نکن و تا میتوانی از آن بهره ببر.
چو می میدهد خاطرت را فرح
دگر دست خالی مدار از قدح
هوش مصنوعی: وقتی که دل تو شاداب و شاد است، دیگر با دستان خالی در پی شادی نباش.
چو چندی برآمد ازین نذر باز
هلالم دگر باره شد بدر باز
هوش مصنوعی: پس از مدتی که از این نذر گذشته، دوباره هلال من همچون ماه کامل شده است.
ضرورت علی الجمله خیّاموار
گرفتم به کف بر، میِ خوشگوار
هوش مصنوعی: من به ناچار به دست آوردم می خوشگوار خیام را، که در هر حال برای من ضروری است.
زدم خیمه پهلوی خرگاه دوست
چه گویم که مولی و مخدومم اوست
هوش مصنوعی: من در کنار خرگاه دوست خیمه زدهام و چه بگویم که او هم مولای من است و هم مخدومم.
جهانِ کرم مجدِ دین خواجه مجد
که بر رایِ او کرد خورشید وجد
هوش مصنوعی: جهان پر از خوبی و کرامت است و بزرگی دین به خاطر وجود شخصیتی است که به خاطر خرد و تدبیرش، حتی خورشید هم به وجد و شگفتی میآید.
کریم خراسان محمّد که جود
به عجز اوفتد پیش او در سجود
هوش مصنوعی: محمّد، کریم خراسان، به قدری سخاوت و generosity دارد که حتی عجز و ناتوانی هم در مقابل بخشندگیاش سر به سجده میگذارد.
حمید جهان ابن احمد که عقل
ز خورشید رایش کند فیض نقل
هوش مصنوعی: حمید، پسر احمد، آنچنان دانا و خردمند است که عقل او به اندازهی نور خورشید میدرخشد و همگان از دانشش بهرهمند میشوند.
چنان دست جود و کرم پیش کرد
که نیش خِجالت دلم ریش کرد
هوش مصنوعی: به شکلی سخاوتمندانه دست کمک خود را دراز کرد که دل من از شرم به شدت آسیب دید.
چه گویم ز پاکیزه اخلاق او
ز افراط الطاف و اِشفاقِ او
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه از پاکی و نیکسیرتی او سخن بگویم، از محبتهای بیحد و حصر و مهربانیهایش.
زمانی ز من بیخبر کی بُدی
که نه بر کف و در سرم می بُدی
هوش مصنوعی: در گذشته زمانی بوده است که من از تو بیخبر بودم، period که نه در دستانم بودی و نه در ذهنم.
ز صدر وزارت چو برخاستی
چو فردوس بزمی بیاراستی
هوش مصنوعی: زمانی که از مقام وزارت کنار رفتی، همچون بهشتی زیبا و پرزرق و برق را ایجاد کردی.
سماع و شرابِ مروّق روان
مدامم خوش و تازه روح و روان
هوش مصنوعی: این بیت به بیان حالتی خوشایند و سرشار از انرژی اشاره دارد. گوینده از حالتی شاداب و سرمست صحبت میکند که در آن سرگرمی و لذتهایی مانند موسیقی و نوشیدنی، باعث تازگی و روحیه خوب او میشود. به طور کلی، این احساسات انسان را به سمت زندگی با نشاط و شاداب سوق میدهد.
اگر فکرتم در ربودی دمی
فتادی در ابرویِ عیشم خمی
هوش مصنوعی: اگر لحظهای به فکر تو بیفتم، در آن زمان در لذت و شادیام خدشهای ایجاد میشود.
زبان برگشادی به شیرین سخن
که از ما ملالت خدا را مَکُن
هوش مصنوعی: زبان را باز کن و با کلام شیرین صحبت کن تا باعث پریشانی خدا نشویم.
دلم را سبک باز دریافتی
چو خاطر به جایِ دگر تافتی
هوش مصنوعی: دل من را سبک و آزاد یافت کردی، همچنان که وقتی انسان به یاد کسی دیگر میافتد، احساس متفاوتی به دست میآورد.
حضورِ حریفان بس خوشنشین
به تخصیص صدراخص فخرِدین
هوش مصنوعی: حضور رقبای قدرتمند بسیار دلانگیز است، به ویژه وقتی که برتری و افتخار به شخص خاصی تعلق دارد.
میان بسته دایم به صدق و صفا
مصفّا چو اخوان به شرط وفا
هوش مصنوعی: در میان ارتباطات مستمر و خالصانه، افراد میتوانند با وفا و وفاداری مانند برادران، به پاکی و صداقت دست یابند.
دل افروز در مجلسِ دل نواز
به سر برده ایّام در عزّ و ناز
هوش مصنوعی: در مجلس دلنواز، دل من روشن شده و ایام را با شکوه و زیبایی گذراندهام.
مع القصّه در بزمِ صاحب مدام
شب و روز خوش بود می بر دوام
هوش مصنوعی: در مهمانیها و گردهماییهای صاحب، همواره شب و روز خوشی و شادی وجود داشت.
بسی نیز بودی که دامن کشان
به سر وقتِ من آمدندی خوشان
هوش مصنوعی: بسیاری بودند که با شتاب و اشتیاق به دیدار من میآمدند.
چو تَرتیبکی داشتم در شراب
ز لایعقلی کردمی اجتناب
هوش مصنوعی: وقتی در شراب تردیدی داشتم، از آن دوری میکردم و احتیاط میکردم.
پسندیدهٔ بزم صاحب شدم
مقرّب به صدرِ مراتب شدم
هوش مصنوعی: من به عنوان مهمان مورد علاقه در محفل پذیرفته شدم و به بالاترین جایگاه یا مقام نزدیک شدم.
ز پیری که نارد ملالت جوان
قیاسش ز آداب کردن توان
هوش مصنوعی: از پیری که باعث ناراحتی و ملالت میشود، نمیتوان جوانی را به عنوان نمونهای از آداب و رفتار خوب مقایسه کرد.
چه گویم دگر هر چه گویم منیست
منی چیست ای یار اهریمنیست
هوش مصنوعی: چه بگویم دیگر که هر چه بگویم از خودم نیست. "منی" چیست ای دوست، آیا تو همانی اهریمن هستی؟