برگردان به زبان ساده
شاه ما کز لوح و کرسی باج خواست
این زمان افسانهٔ معراج خواست
هوش مصنوعی: سرور ما که از مقام و قدرت خود مالیات میخواست، حالا داستان صعود به آسمان را طلب میکند.
جامهٔ هستی خود چون چاک کرد
فرش راه از اطلس افلاک کرد
هوش مصنوعی: وقتی بدن انسان به خواب میرود و از زندگی مادی دور میشود، همچون فرشی که در زیر آسمان پهن شده، به آغوش آسمان و عالم بالا میپیوندد.
مقصد او عشق و هم مقصود عشق
رهبر او عشق و هم ره بود عشق
هوش مصنوعی: مقصد او عشق است و هم هدف عشق، رهبر او عشق است و همچنین مسیر او عشق میباشد.
نه به جایی یا مکانی رفته بود
تا مکان لامکانی رفته بود
هوش مصنوعی: او نه به مکانی خاص رفته بود، بلکه به جایی رفته بود که فراتر از هر مکان دیگری است.
با شبی تاریک و راهی بس دراز
شد سفر مشکل ابر اهل مجاز
هوش مصنوعی: سفر در شرایطی دشوار آغاز شد، با شب تاریک و راهی طولانی که به نظر میرسید پر از چالش باشد.
لیک جا بودش در آنجا از نخست
سوی ما ناگه از آنجا راه جست
هوش مصنوعی: اما او در آنجا از ابتدای آشنایی ناگهان راهی را جستجو کرد.
سوی ما زانجا چو عزم راه کرد
دیده را بیدار و دل آگاه کرد
هوش مصنوعی: وقتی که او به سمت ما آمد و تصمیم به حرکت گرفت، چشمانش باز و دلش آگاه شد.
از نشان راهها پرسیده بود
پرسشی چه یک به یک را دیده بود
هوش مصنوعی: او از نشانهها و راهها سوالی کرده بود، چرا که همهی آنها را یکی یکی مشاهده کرده بود.
باز سوی منزل آغاز رفت
از همان راهی که آمد باز رفت
هوش مصنوعی: باز به سمت خانه حرکت کرد؛ از همان مسیری که ابتدا آمده بود، بازگشت.
راه او راه دیار خویش بود
مقصد او کوی یار خویش بود
هوش مصنوعی: مسیر زندگی او به دیار خود او برمیگردد و هدف او رسیدن به معشوقش است.
نه همین یک شب که دانی رفته بود
روزها شبها نهانی رفته بود
هوش مصنوعی: نه تنها این شب که تو میدانی، بلکه روزها و شبهای زیادی قبل از این نیز به پنهانی رفته بود.