برگردان به زبان ساده
هر که را معنی نمی خیزد ز دل گفتار نیست
نیست یک عارف که هم ساقی و هم خمار نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که از دلش درک و معنی نمیجوشد، سخنانش هیچ ارزشی ندارند. در این بین، یک عارف وجود ندارد که هم به عنوان مینوش و هم به عنوان میفروشی نباشد.
خار خار کوی یاری هست هر کس را دلیست
نشکفد هر گل که در پای دلش این خار نیست
هوش مصنوعی: در مسیر عشق و دوستی، هر کس که قلبی دارد، باید با مشکلات و دردها دست و پنجه نرم کند. گلهایی که در دل میرویند و زیبا هستند، تنها به کسانی تعلق دارند که از این خارها و سختیها عبور کردهاند.
سحر چشم بت به کارست و دعای برهمن
گبر هر تاری که بندد بر میان زنار نیست
هوش مصنوعی: سحرگاه، چشم زیبایی چون بت، قدرتی دارد و دعاهای برهمن و گبر (دو تیپ مذهبی) هیچ تأثیری ندارند، چرا که هر گرهای که به میان زنار (نوار یا کمربند) زده شود، در نهایت بیفایده است.
توبه هشیار، می گویند می گردد قبول
تا ننوشم می مرا یارای استغفار نیست
هوش مصنوعی: توبه کردن در حالت هوشیاری گفته میشود که مورد پذیرش قرار میگیرد، اما تا وقتی که از می ننوشم، توانایی درخواست آمرزش را ندارم.
مستی و شاهدپرستی، هرزه خندی و نشاط
کار کار می گسارانست و دیگر کار نیست
هوش مصنوعی: شادی و دلگرمی ناشی از شراب و عشق، همه خوشگذرانی و شادی است و هیچ کار دیگری در زندگی وجود ندارد.
پیش پای گرم و سرد روزگار افتاده ام
سایه در ویرانه ام از پستی دیوار نیست
هوش مصنوعی: من در برابر دگرگونیهای زندگی قرار گرفتهام و از شدت سختی و ناکامی، دیگر هیچ گونه امیدی ندارم.
اندکی ای ناله امشب بی اثر می یابمت
آن که هر شب می شنید امشب مگر بیدار نیست
هوش مصنوعی: امشب نالهام بیفایده به نظر میرسد، چون آن کسی که هر شب صدایم را میشنید، به نظر میرسد این شب بیدار نیست.
مردم از شرمندگی تا چند با هر ناکسی
مردمت از دور بنمایند و گویم یار نیست
هوش مصنوعی: مردم از خجالت و شرمندگی تا کی قرار است با هر شخص نالایق به رفتار بپردازند و تو را از دور نشان دهند و بگویند که یار و همراهی وجود ندارد؟
مجلس آخر شد «نظیری » حال خود با او بگو
هر نفس بزمی و هر دم صحبتی در کار نیست
هوش مصنوعی: مجلس به پایان رسید و حالا با خود بگو که هر لحظهای برای شادی و گفتگو مناسب نیست.