برگردان به زبان ساده
این نخل که از چشمه جان رُسته که کشتهست؟
وین خط که دهد یاد ز معجز که نوشتهست؟
هوش مصنوعی: این نخل که اکنون از چشمه حیات سر برآورده، چه کسی آن را کاشته است؟ و این خطی که یادآور معجزههاست، چه کسی آن را نوشته است؟
ما فتنه ز مشاطه حسنیم نه از عشق
زنار مغان رشته خط و زلف که رشتهست؟
هوش مصنوعی: ما به دلیل زیبایی ظاهری و جاذبههای ظاهری مردم را به خود جذب میکنیم، نه به خاطر عشق به شراب و دلبستگیهای خاص. آیا رابطۀ ما به زیبایی و زلفها همانند رشتۀ ارتباطات عاطفی و ظاهری است؟
جز از اثر دهشت ما وحشت ما نیست
با پرده بگو پرده ز رخسار که هشتهست
هوش مصنوعی: به جز تاثیر وحشت ما، هیچ چیزی از ترس ما باقی نمانده است. با پرده بگو که پرده را از چهره بردار، زیرا که زیباییاش هشت است.
زین لخت دل و پاره جان چاشنیی گیر
بر گریه تلخ و نمک خنده برشتهست
هوش مصنوعی: از دل زخم خورده و سرشار از درد، چیزی بگیر که هم تلخی گریه را داشته باشد و هم شیرینی خنده را.
ذوق غمم از طینت خاکی نرود هیچ
هرچند به شادی گل آدم نسرشتهست
هوش مصنوعی: غم و اندوه من از ماهیت خاکیام نمیتواند برود و هیچ زمانی از بین نمیرود، هرچند که انسان به شادی و زیبایی گل آفریده شده است.
گو روی تو نظاره کن و خوی تو بنگر
گوید کس اگر آدمیی را که فرشتهست
هوش مصنوعی: نگاه کن به چهرهات و به صفاتت، اگر بگویند که انسانی چون تو فرشته است.
سرتاسر صحرای رخت لاله و نسرین
صد رنگ دگر گل، که ندانند که کشتهست
هوش مصنوعی: در تمام بیابان سرخ، گلهای لاله و نسرین د ر رنگهای مختلفی شکوفا شدهاند، اما کسی نمیداند که این گلها به دست چه کسی کشت شدهاند؟
گل جامه ز بر، بس سبک از نازکی انداخت
عریانی گلزار ز کوتاهی رشتهست
هوش مصنوعی: گل را از روی خود، به قدری سبک و لطیف به جلو انداخت که باغ، به خاطر کوتاهی قدش، دچار عریانی شد.
در حیرتم از ترک و فنای تو «نظیری»
کس غیر اجل فرش امل درننوشتهست
هوش مصنوعی: من در شگفتیام از وجود و عدم تو، ای نظیری، زیرا هیچکس جز اجل، سرنوشت کسی را بر فرش آرزوها نمینگارد.