برگردان به زبان ساده
نظر به ظاهر و صیاد در خفا خفتست
اجل رسیده چه داند بلا کجا خفتست
هوش مصنوعی: به ظاهر چیزها توجه نکنید، زیرا مانند پرندهای که در مخفیگاه خود خوابیده، نتیجه کار در خفا شکل میگیرد. مرگ به ناگاه میرسد و هیچکس نمیداند که بلا و خطر در کجا lurking است.
کجا ز فتنه آن چشم نیم باز رهیم
که فتنه خاسته از خواب و پای ما خفتست
هوش مصنوعی: چگونه میتوانیم از آشفتگی و بلای آن چشمی که به آرامی باز شده بگریزیم، در حالی که خود فتنهای که به خواب رفته، پای ما را به زمین بسته است؟
کسی به قلب شبم ترکتاز می آرد
که بر فراش قصب پای در حنا خفتست
هوش مصنوعی: کسی به دل تاریکیهای شب من هجوم میآورد که بر بستر نی، پای در رنگ حنا خوابیده است.
شمیم مهر ز باغ وفا نمی آید
به هر چمن که تو نشکفته یی صبا خفتست
هوش مصنوعی: نسیم محبت و دوستی فقط از باغ وفا به مشام میرسد و در هر باغی که تو هنوز شکوفا نشدهای، صبا (نسیم صبح) هم خوابیده و غیبت دارد.
طبیب عشق ببرد طمع ز بیماری
که شب به راحت ازین درد بی دوا خفتست
هوش مصنوعی: پزشک عشق، امید به درمان را از بیماری میگیرد؛ چرا که او شب را به آرامی و بدون درد به خواب میرود.
کسی از معانقه روز وصل یابد ذوق
که چند شب ز هم آغوش خود جدا خفتست
هوش مصنوعی: تنها کسی که در روز وصال و نزدیک شدن به معشوق لذت میبرد، کسی است که مدتی را از آغوش او دور بوده و شبها را با جدایی سپری کرده باشد.
بگیر کام دل ای کعبتین مردم چشم
که بردت آمده و نقش بر قفا خفتست
هوش مصنوعی: ای محبوب، دل خود را شاد کن و از زندگی لذت ببر، چون تمام آرزوی دل رفته و آنچه که در پس پرده است، به خواب رفته است.
شب امید به از صبح عید می گذرد
که آشنا به تمنای آشنا خفتست
هوش مصنوعی: شب امید به مراتب بهتر از صبح عید است؛ زیرا در شب، کسی که مورد محبت و خواست ماست در خواب است و این یعنی که ما هنوز به آرزوی حضور او امیدواریم.
فسانه صرف «نظیری » مکن که خواب کند
شکستهای که به صد درد مبتلا خفتست
هوش مصنوعی: قصههای بیاساس را بگو نکن، زیرا کسی که از دردهای فراوان رنج میبرد، به خواب رفته و بیدار نیست.