برگردان به زبان ساده
نشاط عید گدا عجب پادشا بشکست
شد از معانقه چین بر رخ قبا بشکست
هوش مصنوعی: شوق و شادی عید فقیران به طرز عجیبی پس از دیدار و آغوش گرفتن با چین، بر روی لباسش از بین رفت.
چنان به یک دگر آمیختند شیخ و ندیم
که مست شیشه در آغوش پارسا بشکست
هوش مصنوعی: شیخ و دوست به قدری به هم نزدیک شدند و در هم تنیدند که شرابخوار، شیشهاش را در آغوش پارسا شکست.
رییس و قاضی و مفتی به رقص برجستند
نشاط نای و دهل شرم روستا بشکست
هوش مصنوعی: رئیس و قاضی و مفتی به شور و شوق آمدند و در حال رقص و شادی هستند، و صدای نای و طبل باعث شد که شرم و حیا در روستا از بین برود.
مسافر از پی جان بود چشم قربانی
نگاه تا نرود زان بساط، پا بشکست
هوش مصنوعی: مسافر برای به دست آوردن زندگی به دنبال دلایل است، اما وقتی به چشمان قربانی نگاه میکند، میترسد که مبادا از این وضعیت بیرون برود و پاهایش را بشکند.
دل شکسته در آن کوی می کنند درست
چنانکه خود نشناسی که از کجا بشکست
هوش مصنوعی: دل شکسته در آنجا درست مانند کسی است که خود را نمی شناسد و نمی داند از کجا آسیب دیده است.
به آب خضر سکندر نبرد زآینه راه
سفال میکده جام جهان نما بشکست
هوش مصنوعی: اسکندر به دنبال آب خضر نرفت، بلکه از آینه میکده مانندی استفاده کرد که نشاندهنده جهانی دیگر بود و آن را شکست.
به فطر روزه میی داد پیر باده فروش
که هم گداز حسد کاسه گدا بشکست
هوش مصنوعی: در روز عید فطر، پیر بادهفروش میداد و حسد را در دل تیرهکنندگان داغ میکرد، بهطوری که گدایی که ظرفش را شکسته بود، از این شادی آکنده میشد.
زمانه طفل طبیعت شد، آنقدر که ادیب
کمر ببست پی شوخی و قبا بشکست
هوش مصنوعی: زمانه به قدری به بازی و سرگرمی روی آورد که شاعر با جدیت به شوخی و تفریح پرداخته و از لباس رسمی خود گذشت.
شکست توبه هرکس به قدر حال امروز
«نظیری » از خم می صوفی از هوا بشکست
هوش مصنوعی: شکست توبه هر فرد به اندازه حال و وضع امروز اوست. به این معنی که هر کس بر اساس وضعیت فعلیاش، دچار لغزش و خطا میشود و به سراغ خوشیها و لذتهای دنیوی میرود، مانند صوفی که در زمان حال خود از میخواری دست برمیدارد.