برگردان به زبان ساده
صافی شوم از کون که در درد صفا نیست
بر عرش زنم جوش که در خمکده جا نیست
هوش مصنوعی: میخواهم از دنیای مادی و مشکلات رهایی یابم و به آرامش برسم، زیرا در این دنیا، جایی برای آسایش و صفا وجود ندارد. بنابراین، میخواهم به اوج و بلندی دست پیدا کنم و نشاط و جوش و خروش را در جایی که دیگر نمیتوانم در خمکده و میخانه پیدا کنم، تجربه کنم.
رویم همه چون سایه، که در خدمت خورشید
صد گونه سجودست که در خدمت ما نیست
هوش مصنوعی: در چهرهام هیچ اثری از خودنمایی نیست، چرا که به نور و درخشش دیگران وابستهام. مانند سایهای هستم که هرگز در مقابل خورشید نمیتوانم خود را نشان دهم. در حضورِ زیبایی و عظمت دیگران، نوعی فروتنی و تسلیم وجود دارد که در رابطه با من دیده نمیشود.
لطف نظر سوختگان تابش برقست
اینجا پر پروانه طلب بال هما نیست
هوش مصنوعی: این جا جایی است که محبت و توجه به سوختگان دل، مانند نوری درخشان است. پروانهها که همیشه به دنبال نور و زیباییاند، در اینجا نمیتوانند پرواز کنند و جفت بال خود را پیدا کنند.
چندان که در آن جعبه خدنگ است نصیبست
در همت ما جستن و در شست خطا نیست
هوش مصنوعی: هر چه در آن جعبه تیر و کمان وجود دارد، بسته به تلاش ماست که چقدر بتوانیم به هدف برسیم و اشتباهی در کار ما نیست.
بخرام به گلشن که پی سیر و صبوحی
پیغام گلی نیست که با باد صبا نیست
هوش مصنوعی: به گلستان برو و از زیباییهای آن لذت ببر، زیرا هیچ پیامی از گلی که با نسیم صبا نمیآید، وجود ندارد.
توفیق نکوکاری ما و تو عطاییست
اخلاص به دینار و مروت به بها نیست
هوش مصنوعی: موفقیت در کار نیک ما و تو به خاطر لطف و فدای واقعی است و ارزش آدمیت و مقام انسانیت با پول و مادیات قابل سنجش نیست.
صدگونه دوا بر سر هر شاخ گیاهیست
اما چو تو را درد ندادند دوا نیست
هوش مصنوعی: بسیاری از داروها برای درمان انواع بیماریها وجود دارد، اما وقتی که درد تو را آزار نمیدهد، هیچ دارویی نمیتواند به تو کمک کند.
گر کفر و ضلالت بود ار دین و هدایت
خوش باش که کار ازلی جز به عطا نیست
هوش مصنوعی: اگر راه نادرست و کفر وجود داشته باشد، باز هم خوشحال باش که کارهای ازلی جز با بخشش و عطا نیست.
با حکم قضا ساز که در دیر «نظیری »
مقبول فغان نیست نمازی که قضا نیست
هوش مصنوعی: با فرمان تقدیر کنار بیا، زیرا در میخانه «نظیری» هیچ فریادی پذیرفته نیست، مثل نمازی که قبلاً قضا شده باشد.