برگردان به زبان ساده
از گلستان گل به بازار آمده
عید مرغان گرفتار آمده
هوش مصنوعی: در ایام عید، گلها به بازار آمدهاند و این زمان، فرصتی برای پرندگان گرفتار است تا به جشن و سرور بپردازند.
گر نمی نالم به قانون بر حقم
زخمه بیگانه بر تار آمده
هوش مصنوعی: اگر من از قانونی که حق من است، نالان نباشم، پس زخم و آسیب یک بیگانه بر تار وجودم آمده است.
بیخته انده جهان را تا چو من
مرد عشقی بر سر کار آمده
هوش مصنوعی: دنیا را به هم ریختهاند تا من مردی عاشق بر سر کار بیایم.
یک دم از بتخانه غافل گشته ام
صد گره در کار زنار آمده
هوش مصنوعی: مدتی از پرستش و توجه به معشوق غافل بودهام و در این فاصله، مشکلات زیادی برایم پیش آمده است.
از قفس در باغ خونین دل ترم
رشته ام ب خار دیوار آمده
هوش مصنوعی: از قفس آزاد شدهام و حالا در دل باغی پر از درد و رنج، به خاطر دیوارهای خاردار محاصره شدهام.
انده انده زایدم کایینه را
مایه زنگار زنگار آمده
هوش مصنوعی: من به دنیا آمدهام تا زنگارهای کلمه را از بین ببرم و جلوهای تازه به آنها ببخشم.
مستی ما را چه داند از کجاست
آن که از میخانه هشیار آمده
هوش مصنوعی: کسی که از میخانه به حالت هشیاری آمده، نمیتواند به درستی بفهمد که ما چه حسی داریم و منبع مستی ما چیست.
دست از مقصود کوته کرده ام
بر سر انگشتم ز گل خار آمده
هوش مصنوعی: از هدفم دست کشیدهام و اکنون بر سر انگشتم، گلخاری نشسته است.
از «نظیری » شکرستان شد جهان
در قفس طوطی به گفتار آمده
هوش مصنوعی: جهان با وجود «نظیری» مثل شکرستان شده است، مانند طوطی که در قفس نشسته و صحبت میکند.