برگردان به زبان ساده
پرده بردار و صلای می به شیخ و شاب ده
صومعه داران عارف را شراب ناب ده
هوش مصنوعی: پرده را کنار بزن و آواز نوشیدن را به شیخ و جوانان بده، به عارفانی که در زهد و دیانت هستند، شراب خالص بده.
آخر ای ابر کرم پرورده فیض توایم
دود از ما تشنگان برخاست ما را آب ده
هوش مصنوعی: در نهایت، ای ابر نیکوکار که رحمت و برکت تو را میپروراند، ما که تشنهایم، از ما بخار و دود برخاسته است؛ پس به ما آب عطا کن.
از ادب حرفی رقم آموزگار ما نکرد
دفتری از حسن خود داری به ما یک باب ده
هوش مصنوعی: استاد ما، با ادب و آگاهی خود، هیچ سخنی اضافه بر نگفتههایش نمیآورد، اما در عوض، با زیباییهایش، دفتری از خوبیها را در اختیار ما قرار میدهد.
این دل افکنده را یک بار بردار از زمین
گر نه داغ مهر تو باشد برو پرتاب ده
هوش مصنوعی: دل شکسستهام را یک بار از زمین بردار، وگرنه این غم و درد ناشی از عشق تو، مرا به دور دستها پرتاب خواهد کرد.
ترسم از خونریزی زلفت که گیرد دامنت
خون دل ها از شکنجش می چکد کم تاب ده
هوش مصنوعی: نگرانم که زلفهای تو باعث خونریزی شود و قطرات از دلهای شکستهام بر دامنت بچکد، پس لطفا کمکم و با احتیاط رفتار کن.
خوابش از سر رفت با ما هر که همزانو نشست
تاب بیداری نداری تن به جای خواب ده
هوش مصنوعی: هر کسی که در کنار ما نشسته و با ما همقدم شده، دیگر خوابش را ترک کرده و نمیتواند به خواب برود. پس نباید انتظار داشته باشید که در این حالت، بدنش به استراحت پردازد.
وه که از طوفان عشقت برق دل را آب برد
من نگفتم سر به جویم این همه سیلاب ده
هوش مصنوعی: وای از اینکه طوفان عشق تو، روشنایی دل را از بین برد. من نگفتم که در پی تو باشم، اما این همه مشکلات و موانع را تحمل کردم.
از حرارت هر شبم ضعف دل افزون می شود
یک صباحم از لب خود شربت عناب ده
هوش مصنوعی: هر شب بر اثر احساساتی که دارم، دلم بیشتر ضعیف میشود. ای کاش یک روز از لب تو شربتی به من بدهی که جانی تازه به من ببخشد.
از شکاف دل به چشم جان «نظیری » بیندت
روی بر محراب داری پشت بر اصحاب ده
هوش مصنوعی: چشم جان از دل دلبسته، روی تو را در حال عبادت میبیند و در عوض به دوستان و همراهانت توجهی ندارد.