برگردان به زبان ساده
دلی دارم ازو دل ها شکسته
دلی از هر صدای پا شکسته
هوش مصنوعی: من دلی دارم که از دلهای دیگران آسیب دیده است و هر صدای قدمی باعث میشود که این دل بیشتر بشکند.
تنی دارم ز طوفان حوادث
چو کشتی در ته دریا شکسته
هوش مصنوعی: بدنی دارم که همانند کشتیای شکسته در عمق دریا، به شدت تحت تأثیر وقایع و چالشهای زندگی قرار دارد.
ز رعنایان که بر آتش نهندم
چو عودم سر به سر اعضا شکسته
هوش مصنوعی: از زیبایانی که به آتش میافروزند، من هم همچون مشک بوی خوشی دارم، اما تمام وجودم دردمند و شکسته است.
بر اصلاحم فلک را دسترس نیست
درختم شاخ از بالا شکسته
هوش مصنوعی: فلک نمیتواند به من کمک کند و من در حال حاضر در موقعیتی قرار دارم که مشکلاتم بیشتر از آن است که بتوانم به آسانی حلشان کنم. وضعیت من به قدری خراب شده که حتی شاخ و برگ درخت من از بالای آن شکسته است.
کسی زان نشنود دادم برین بام
که سقف گنبد مینا شکسته
هوش مصنوعی: هیچکس صدای فریاد من را از این بالای بلند نمیشنود، چرا که سقف گنبد آسمانی شکسته است.
اجل از غم نمی سازد خلاصم
به مرگم آستین عمدا شکسته
هوش مصنوعی: مرگ نتوانسته از غم من کم کند و به عمد، به زندگیام آسیب زده است.
شب دنیا سیاه از دست روز است
پر طاووس قدر پا شکسته
هوش مصنوعی: در شب که دنیا تاریک و بینور است، زیبایی و شکوهمندی آن به خاطر روزهایی است که گذرانده میشود، مانند طاووس که با وجود نقصهایی که دارد، هنوز زیبا و شگفتانگیز است.
چنین سرمست و خرم کوه ازان است
که شیشه لاله بر خارا شکسته
هوش مصنوعی: کوهی که سرزنده و شاداب است، به خاطر این است که شیشه لالهای بر روی سنگها شکسته شده است.
ز بس کز شادی امروز ترسم
دلم از عشرت فردا شکسته
هوش مصنوعی: از شدت شادی امروز، میترسم که دلام برای لذتهای فردا خراب شود.
جهان در کار هرکس دید نقصی
قصورش بر سر دانا شکسته
هوش مصنوعی: در این دنیا، وقتی که نقص یا کمبودی در کار کسی مشاهده میشود، این عیب به نوعی به دانش و آگاهی افراد بااحساس منتقل میشود.
کمان ابروی این زال رعنا
به جادوی ید بیضا شکسته
هوش مصنوعی: ابروی زیبا و کماندار این جوان دلربا، به طرز سحرآمیز و شگفتانگیزی شکسته است.
ز بس از فتنه می ترسد «نظیری »
سپاهی را به یک غوغا شکسته
هوش مصنوعی: به دلیل ترس فراوان از مشکلات و آشوبها، «نظیری» نیروهای خود را در یک درگیری ناچیز و بیاهمیت از دست میدهد.