برگردان به زبان ساده
چه خوشست از دو یکدل سر حرف باز کردن
سخن گذشته گفتن گله را دراز کردن
هوش مصنوعی: چقدر خوب است که دو نفر با همدلی درباره موضوعی صحبت کنند و سخنانی را که در گذشته به دلایل مختلف نتوانستهاند بیان کنند، مطرح کنند و در مورد آن به گفتگو بپردازند.
گهی از نیاز پنهان نظری به مهر دیدن
گهی از عتاب ظاهر نگهی به ناز کردن
هوش مصنوعی: گاهی از سر نیاز و در خفا نگاهی محبتآمیز به محبوب میکنم، و گاهی با رفتاری سرشار از قهر و ناز، به او چشم میدوزم.
اثر عتاب بردن ز دل هم اندک اندک
به بدیهه آفریدن، به بهانه ساز کردن
هوش مصنوعی: آسیبهای ناشی از تلخی و سرزنش به تدریج به گونهای درمیآید که انسان میتواند از آنها الهام بگیرد و به ساختن آثار زیبا و دلنشین بپردازد، به نوعی بهانهای برای خلق هنر فراهم میکند.
تو اگر به جور سوزی ز جفاکشان نیاید
بجز از دعای جانت ز سر نیاز کردن
هوش مصنوعی: اگر به خاطر ظلم و ستم دیگران رنج میکشی، تنها دعا و نالههای از سر نیاز تو میتواند کمکات کند.
نه چنان گرفته ای جا به میان جان شیرین
که توان تو را و جان را ز هم امتیاز کردن
هوش مصنوعی: تو آنقدر در دل و جانم جا گرفتهای که دیگر نمیتوانم تو را از جانم جدا کنم.
ز خمار می ندارم سر و برگ سجده بت
دل و خاطر پریشان نتوان نماز کردن
هوش مصنوعی: من به خاطر خوابآلودگی و مستی، از سجده و عبادت یار خود دست کشیدهام و دل و خاطرم را پریشان میبینم، بنابراین نمیتوانم به درستی نماز بخوانم.
تو به خویشتن چه کردی؟ که به ما کنی «نظیری»
به خدا که واجب آمد ز تو احتراز کردن
هوش مصنوعی: تو با خود چه کردی که حالا میتوانی به ما «نظیر» بدهی؟ به خدا، باید از تو دوری کرد.