برگردان به زبان ساده
سوزن به دل از بخیه و پیوند شکستیم
از بی هنری دست هنرمند شکستیم
هوش مصنوعی: دل ما از غم و درد مانند سوزن زخم خوردهای است که با مهارت کم یا بیتوجهی، پیوندها و دوختهایش دچار آسیب و شکستگی شدهاند.
در عشق به کامی نرسیدیم که بسیار
عهد پدر و خاطر فرزند شکستیم
هوش مصنوعی: ما در عشق به هدف دلخواه خود نرسیدیم و در این راه، وعدههایی که پدر داد و امیدهایی که فرزند داشت را شکستیم.
از بهر نهالی که نشاندیم به خاطر
بس شاخ تر و نخل برومند شکستیم
هوش مصنوعی: به خاطر درخت جوانی که کاشتیم، از شاخ و برگ درختان بزرگ و تنومند گذشتیم.
ما حلقه به گوش سخن عشق و جنونیم
در حقه نسیان گهر پند شکستیم
هوش مصنوعی: ما مانند افرادی هستیم که به سخن عشق و جنون گوش میدهیم و در برابر فراموشی، گوهری از پند را نادیده گرفتهایم.
امروز نشد نقل عزیزان گله ما
صد بار من و تو به هم این قند شکستیم
هوش مصنوعی: امروز موفق نشدیم که درباره عزیزانمان صحبت کنیم و این موضوع برای ما بارها و بارها تکرار شده است. من و تو هر بار این مشکل را با هم تجربه کردهایم و از آن ناراحت هستیم.
هرگاه شنیدیم ز اخلاص حدیثی
طرف کلهی پیش خداوند شکستیم
هوش مصنوعی: هر وقت که شنیدیم در مورد صداقت و خلوص مطلبی ذکر شده، پیش خداوند از خودمان فروتنی نشان دادیم.
تا روز مکیدیم سرانگشت حلاوت
زان قند که امشب ز شکرخند شکستیم
هوش مصنوعی: تا الان از خوشی و لذت شیرینی آن قندی که امشب به خاطر خندههایمان دچار شکستگی و آسیب شد، انگشتمان را در دهان گذاشته و مکیدیم.
گفتیم به شادی مشو آلوده «نظیری »
لب خوش نشد از خنده و سوگند شکستیم
هوش مصنوعی: ما گفتیم که به خوشحالی نباید خود را گرفتار کرد، اما «نظیری» لبخند بر لبانش نیامد و قسمی که خورده بودیم، شکسته شد.