برگردان به زبان ساده
نیم ز کعبه به می خوردن مجاز خجل
به پیش باده فروشم ز کشف راز خجل
هوش مصنوعی: نیمهی راه را به سمت کعبه ترک کردهام تا مینوشم و به خاطر مناظر زیبا و رازهایم شرمنده نیستم. من در پیش بادهام که این اسرار را برای دیگران فاش میکند.
ز روی مستی اگر پرده ای درم سهل است
به پای خم سحری برده ام نیاز خجل
هوش مصنوعی: اگر از روی مستی پردهای پایین بیاندازم، اشکالی ندارد. من برای رفع نیازم به پای خم سحری رفتهام و از این کار شرمندهام.
گذار بی خود مستم که گر به هوش آیم
شود فرشته ز پرهیز و احتراز خجل
هوش مصنوعی: من بیدلیل مست و سرمست هستم و اگر به خود بیایم، فرشتهای که به خاطر دوری از گناه و احتیاط به وجود آمده، شرمنده خواهد شد.
نه پیش مشرب ساقی ملولم از توبه
نه در طریقت رندانم از نماز خجل
هوش مصنوعی: من نه از نوشیدن مشروبات بیزارم و نه از توبه کردن خستهام، و نه در راه رندان و خوشگذرانها به خاطر نماز خواندن شرمندهام.
همیشه با غزل و جام در مشاهده ام
حقیقتم نکند از رخ مجاز خجل
هوش مصنوعی: همیشه در حال نوشتن شعر و نوشیدن هستم، اما واقعیت زندگیام باعث میشود که از توجه به دنیای غیرواقعی شرمنده شوم.
بلند و پست بسی راه پیشم آمده است
نه از نشیب ملولم نه از فراز خجل
هوش مصنوعی: در برابر من راههای زیادی وجود دارد، اما نه از پایین رفتن خستهام و نه از بالا رفتن شرمنده.
به خوب و زشت جهان هیچ اعتمادم نیست
کز امتیاز شوم در هر امتیاز خجل
هوش مصنوعی: به هیچکدام از خوب و بدهای دنیا اعتماد ندارم، زیرا از هر تمایزی که بوجود بیاید، خجالت میکشم.
ز کعبه آنکه طلب داشتم دلیلم بود
ز رنج بادیه ام وز ره دراز خجل
هوش مصنوعی: آنچه من از کعبه میخواستم دلیلی بود برای من که از رنجهای سفر و مسیر طولانی خجالت میکشیدم.
ز عرض حال اگر منفعل شدم سهل است
تسلیم که نگشتم ز کارساز خجل
هوش مصنوعی: اگر در مورد حال و احوال خود کمی ناراحت شدم اشکالی ندارد، اما هرگز از قدرت و توانایی خود ناامید نشدهام.
کمال قرب «نظیری » حجاب او شده است
فراز مسند سلطان بود ایاز خجل
هوش مصنوعی: نزدیکی به کمال و مقام بلند «نظیری» باعث شده است که او از این مقام خود شرمنده باشد، زیرا ایاز در بالای مسند سلطنت قرار دارد و این موقعیت او را خجالتزده کرده است.