برگردان به زبان ساده
رسید فصل گل و عیش گلشنم نزدیک
گلم به خرمن و خرمن به دامنم نزدیک
هوش مصنوعی: فصل شکوفایی و شادی فرارسیده و من به گلها نزدیک شدهام، همچنین به خوشیهای زندگی و لذتهای آن نیز نزدیکام.
رفیق! بهر خدا، رو برون در بنشین
به خلوتم می و یارست و دشمنم نزدیک
هوش مصنوعی: دوست عزیز! به خاطر خدا، بیسروصدا در گوشهای بنشین، چون در این تنهایی، هم نوشیدنی دارم، هم یارم و دشمنم نزدیک است.
به حیله شمع دگر می فروختم افسوس
که آفتاب بلندست و روزنم نزدیک
هوش مصنوعی: با نیرنگی دیگر میتوانستم شمع بفروشم، اما افسوس که آفتاب در حال تابش است و روزنه من نزدیک است.
چو شمع ها به سر هر مزار سوخته ام
که برده اند چراغی به روزنم نزدیک
هوش مصنوعی: در کنار هر مزار مانند شمعی سوختهام، چون چراغی که به روز نزدیک شده و میسوزد.
به بت پرستی اگر سر کار خود گویم
دگر به بت نگذارد برهمنم نزدیک
هوش مصنوعی: اگر از عشق و علاقهام به معشوق بگویم، دیگر به من اجازه نمیدهد که با دیگران ارتباط داشته باشم.
چو مرد خلوت انسم کمال بخت من است
اگر فتد گذر شه به گلخنم نزدیک
هوش مصنوعی: وقتی در تنهایی خودم هستم، بهترین زمان برای من است که اگر شانس بیاورم و بخت من با ملاقات شاه به این مکانِ دور افتاده بیفتد.
سزد چو فاخته گر طوقم از گلو روید
ز بس که هست به قید تو گردنم نزدیک
هوش مصنوعی: اگر فاخته برگردن من طوقی بیفکند، سزاوار است، زیرا چنان وابستهی تو هستم که گردنم به تو نزدیکتر است.
کسی مصیبت و سور مرا نمی داند
که هست صوت سرورم به شیونم نزدیک
هوش مصنوعی: هیچکس از درد و رنج من خبر ندارد، در حالی که صدای شادیام به فریاد و نالهام نزدیک است.
به صحن مزرعم ای ابر رحمت آبی ریز
شب است و آمده آتش به خرمنم نزدیک
هوش مصنوعی: ای ابر رحمت، به زمین من آب ببار. امشب است و آتش به کشتزارم خیلی نزدیک شده است.
ز همت است «نظیری» که ماندهام ز طلب
نموده آتش وادی ایمنم نزدیک
هوش مصنوعی: از تلاش و ارادهی خودم است که در جستجوی آتش وادی ایمن ماندهام.