برگردان به زبان ساده
به فالی از لب تو تا ابد هما قانع
به یک نگاه ز چشم تو پادشا قانع
هوش مصنوعی: به یک نگاه از چشمان تو، حتی فراتر از یک پیشگویی، برای همیشه راضی هستم. این نگاه برای من به اندازهی همهچیز ارزشمند است.
جهان و آخرت از راندگان راه تواند
دو عالم از تو به یک حرف آشنا قانع
هوش مصنوعی: جهان و آخرت تحت تأثیر افرادی هستند که در راه صحیح قدم میگذارند و میتوانند با یک کلام آشنا، هر دو عالم را راضی کنند.
فروغ روز تو بر فرق ما نمی تابد
به نکهت دم صبحیم از صبا قانع
هوش مصنوعی: نور روز تو بر سر ما نمیتابد، اما ما از عطر و نسیم صبحگاهی که از سمت باد میآید، راضی هستیم.
کتاب قول و غزل کرده عشق ما نشویم
به آب و دانه چو مرغان بی نوا قانع
هوش مصنوعی: کتاب عشق و غزلهای ما نوشته شده است، ما مانند پرندگان بیخبر نباید به آرامش و تامین مادی قانع باشیم.
صفای فطرت ما کرده خاک ما اکسیر
نگشته ایم به نیرنگ کیمیا قانع
هوش مصنوعی: طبیعت پاک و خالص ما مانند خاکی است که به سبب تأثیرات و فریبهای دنیا، به کجاوش تبدیل نشده است و به جادو و کیمیا نیز راضی نمیشویم.
هوای چشمه آب بقاست در سر ما
کجا شویم به هر آب و هر هوا قانع
هوش مصنوعی: عطش و تلاطم وجود ما به خاطر نور و زیبایی چشمهای است که همواره به زندگی و پایداری میاندیشد. بنابراین، ما نمیتوانیم به هر آب و هوایی که در دسترس است راضی باشیم.
غبار دیده ما برد و قدر خود بنمود
نمی شویم ز عیسی به توتیا قانع
هوش مصنوعی: گرد و خاک چشمان ما را پوشانده و ارزش خود را نشان داده است، ما از عیسی به توتیا راضی نخواهیم بود.
تفقدی ننمایی تعرضی فرما
ز شکر تو به تلخی شود گدا قانع
هوش مصنوعی: اگر به من توجه نکنی و دستسخنی برای من نداشته باشی، در این صورت بر اثر تلخیِ مشکلات، بندهای که به خوبیهای تو راضی است، دچار احساس ناامیدی میشود.
چه رنج ها که «نظیری » ز عهد دوست ندید
پس از هزار بلا شد به یک عطا قانع
هوش مصنوعی: نظیری در این بیت به رنجهایی که از دوستی متحمل شده اشاره میکند و میگوید که با وجود هزاران مصیبت و مشکلاتی که کشیده، پس از دریافت یک هدیه یا محبت، دیگر قانع میشود و از آن رضایت مییابد.