برگردان به زبان ساده
غبار از دل به مژگان روبم و بینم نشانش را
به آب دیده شویم خاک و جویم آستانش را
هوش مصنوعی: با اشک چشم، غبار دل را میزیم و نشانهاش را میبینیم. خاک را جستجو میکنیم تا به درگاهش برسیم.
ز مستیهای شوق آن بلبل شوریدهاحوالم
که نشناسد اگر صدبار بیند آشیانش را
هوش مصنوعی: بلبل شوری دارد که به خاطر عشق و شوقش، حال او را نمیشناسد و حتی اگر صد بار آشیانهاش را ببیند، باز هم نمیتواند خود را پیدا کند.
اثر میکرد گاهی نالهام، از بس که نالیدم
کنون از ناله من خواب آید پاسبانش را
هوش مصنوعی: گاهی نالههایم تأثیر میگذاشت، به قدری که اکنون صدای نالهام باعث خواب آلودگی نگهبانش شده است.
همه در عشق او از رشک با من دشمن جانند
که با من مهربان سازد دل نامهربانش را
هوش مصنوعی: همهی کسانی که به او عشق میورزند، به خاطر اینکه من مورد محبتش قرار گرفتهام، از حسادت با من دشمنی میکنند و تلاش میکنند که دل او را که به من بیمحبت است، مهربان کنند.
مرا زی عشق شورانگیز درد رشک خواهد کشت
که هرکس بر سر هر کوی خواند داستانش را
هوش مصنوعی: عشق پرشور و شعف مرا به شدت آزار میدهد و حسادت وضعتی را برایم به وجود میآورد که هر کس در هر گوشهای داستان عشق را تعریف کند.
سوال بوسهای کردم از آن لب رخ گزید از قهر
ضیافت کرد ابرامم به شیرینی لبانش را
هوش مصنوعی: من از آن لب زیبا پرسیدم که آیا میتوانم بوسهای دریافت کنم، اما از آنجا که او در قهر بود، مرا به خاطر این درخواستش به شیرینی لبهایش مهمان کرد.
«نظیری» قاتلی دارد که آمرزیده میگردد
سگان از کوی او گر بگذرانند استخوانش را
هوش مصنوعی: نظیری دارای قاتلی است که مورد بخشش قرار میگیرد و سگها هنگامی که از کنار او میگذرند، استخوانش را نادیده میکنند.