برگردان به زبان ساده
کس چو من نیست که پیش نظر از دل برود
غایب از دیده نگردد ز مقابل برود
هوش مصنوعی: هیچکس مانند من نیست که وقتی در نظر کسی باشد، دلش از او دور شود و وقتی از نظر او غایب شد، دیگر از مقابلش دور نرود.
دولتی بود که مردیم به هنگام وداع
آنقدر زنده نماندیم که محمل برود
هوش مصنوعی: در زمانی که با آن دولت وداع میکردیم، به اندازهای زنده نماندیم که بتوانیم محمولهمان را ببریم.
راه بیگانگیای پیش نداری که کسی
به دلیل ره و طی کردن منزل برود
هوش مصنوعی: هیچ مسیری برای بیگانگی وجود ندارد که کسی بخواهد به خاطر آن سفر کند و جایی را بگذراند.
صبر داریم که این تهمت عشق از سر غیر
همچو خون بِحِل از گردن قاتل برود
هوش مصنوعی: ما صبر میکنیم که این اتهام عشق، همچون خونی که از گردن قاتل میریزد، به مرور از بین برود.
قصه ما به عزیزان وطن خواهد گفت
هرکه را تخته ازین ورطه به ساحل برود
هوش مصنوعی: داستان ما به محبوبان کشور خواهد رسید، هر کسی که بتواند از این بحران نجات یابد و به سرزمین امنی برسد.
نیکویی دوستی آرد به دل دشمن و دوست
همه جا سر زند این ریشه چو در گل برود
هوش مصنوعی: دوستی و خوبی میتواند دشمنان را به محبت و سازگاری متقاعد کند و اثر عمیق و مثبتی در همه جا ایجاد کند، درست مانند ریشهای که وقتی در گل و خاک میروید، در هر مکانی که باشد، رشد میکند.
مرد عاشق ندهد دل به تماشای جهان
آن دهد کیسه به طرار که غافل برود
هوش مصنوعی: مرد عاشق به تماشای دنیا دل نمیدهد؛ او فقط پولش را به دست کلاهبرداران میسپارد و از این موضوع غافل است.
سَر چشمان تو گردم که زبس خونخواری
قطرهای خون نگذارد که ز بسمل برود
هوش مصنوعی: من برای چشمان تو آمادهام، چرا که از شدت شوق و عشق، حتی یک قطره خون هم برای من باقی نمیماند و تمام وجودم در چنگال این احساس به شدت آسیبدیده است.
من و آزار؟ «نظیری» به کسی عارم باد؛
به زبان آید از آنم گله کز دل برود
هوش مصنوعی: من و آزار «نظیری» به کسی نیامدهایم، اما اگر از دل بیرون برود، ممکن است که به زبان بیاید و از آن گله کنم.