برگردان به زبان ساده
افسانه شیرین مرا گوش نکردند
صد تلخ چشیدم شکری نوش نکردند
هوش مصنوعی: هیچکس به قصه شیرین و دلنشین من گوش نداد و به جای آن، تنها تلخیهای فراوانی را تجربه کردم که هیچکس به طعم شیرین آنها توجه نکرد.
یک خرده گرفتند پس از نکته بسیار
گشتیم فراموش و فراموش نکردند
هوش مصنوعی: پس از اینکه کمی به نکتهای اشاره کردند، ما به جستجوی آن پرداختیم و آن را فراموش کردیم، اما آنها فراموش نکردند.
ما روزه ازین مائده بر خشک گشادیم
در کاسه ما جرعه سر جوش نکردند
هوش مصنوعی: ما از این سفره روحانی بهرهمند شدیم، اما در کاسه ما هیچ جرعهای از سرشور و خمر نریختهاند.
معلوم شد از مستی ما حوصله ما
دادند به حکمت می و بیهوش نکردند
هوش مصنوعی: از سرمستی ما فهمیدند که باید به ما زمان بدهند تا با حکمت شراب آشنا شویم و به حال بیهوشی نمیافتیم.
باید به عصا رفت چو موسی که درین راه
یک چاه نکندند که خس پوش نکردند
هوش مصنوعی: باید با احتیاط و دقت پیش رفت، مانند موسی که در سفر خود با عصا راه را طی کرد. در این مسیر هیچ مانع و چاهی ایجاد نشده که جلوی او را بگیرد، زیرا آنها آمادهسازی نشدند و به سادگی عبور کرد.
در حلقه شدم زان خط رخسار و قرینم
با کوکب آن صبح بناگوش نکردند
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت چهرهاش، دلم در چنگال عشقش گرفتار شده و هیچ چیزی نمیتواند با درخشش او برابری کند.
جانم به ره پردگیان سحری سوخت
سویم نگهی از ته شب پوش نکردند
هوش مصنوعی: جان من به خاطر زیبایی پردگیان در سحرگاه به آتش میافتد، اما هنوز هم نگاهم را از آنها در شب نمیگیرم.
خونابه به بو آمده بر جیب و کنارم
زان سنبل خوش بوم در آغوش نکردند
هوش مصنوعی: خونابهای که بر جیب و کنارم نشسته، به دلیل این است که سنبل زیبایی که دوست داشتم در آغوشم نگرفتند.
امروز نه رحمست که لب تشنه گذارند
آن را که لبی تر ز می دوش نکردند
هوش مصنوعی: امروز عادتی وجود ندارد که به کسی که هرگز لبش را با آب تر نکرده، اجازه دهند در حال تشنگی به او رحم کنند.
فریاد ازین شوق که در جان «نظیری » است
تا مردنش از زمزمه خاموش نکردند
هوش مصنوعی: تأسف و افسوس از این علاقهای که در دل «نظیری» وجود دارد، تا زمانی که صدای او را خاموش نکردهاند، ادامه دارد.