برگردان به زبان ساده
این جا نه به هر سنگ سیه نور فروشند
این مایهٔ بینش نه به هر کور فروشند
هوش مصنوعی: در اینجا نور و دانش به کسی داده نمیشود که توانایی درک آن را ندارد، و این آگاهی و بینش تنها برای کسانی است که میتوانند از آن بهرهمند شوند.
فریاد که هرکس به اسیری فتد او را
شرط است که از خویش و وطن دور فروشند
هوش مصنوعی: فریاد بزنید، که هر کسی که به اسارت درآید، این شرط بر او است که از خود و وطنش دور خواهند کرد.
غیرت نگذارد که به چشم و دل منکر
یک ذره ز خاکستر منصور فروشند
هوش مصنوعی: غیرت من اجازه نمیدهد که حتی یک ذره از خاکستر منصور را به کسی بفروشم و این کار را با چشمانم یا دلم بپذیرم.
زیبنده بود دعوی مستوری خوبان
هرچند که جولان به سر طور فروشند
هوش مصنوعی: دعوی پنهانی خوبان زیبنده است، هرچند که در دسترس و نمایان باشند.
سردست چنان خانقه و دیر که آتش
در وادی دوری شب دیجور فروشند
هوش مصنوعی: در اینجا به توصیف یک مکان معنوی یا روحانی پرداخته شده است که به قدری دور و تاریک است که انگار در دل شب با آتش شعلهور میسوزد. این مکان با همهچیز فاصله دارد و یک حس تنهایی و جدایی را به تصویر میکشد.
آن دُردکشانی که شناسای عیارند
فردوس به یک خوشهٔ انگور فروشند
هوش مصنوعی: کسانی که درد و رنج را میشناسند و درک عمیقی از ارزشها دارند، به سادگی به بهشت را به یک خوشه انگور میفروشند.
اخراج مغل خواهم و تاراج قزلباش
کز هند برند و به نشابور فروشند
هوش مصنوعی: من میخواهم مغولها را بیرون کنم و غارتگران قزلباش را به دور کنم، همانهایی که از هند میآیند و کالاهای خود را در نشابور میفروشند.
در عشق تو با قدر و بهایم که عزیز است
ویرانه که در کشور معمور فروشند
هوش مصنوعی: در عشق تو تا چه حد ارزشمند و گرانبها هستم که حتی ویرانیام در مکانهای آباد نیز قابل فروش است.
قربانشدگان تو به قصاب سر کوی
یک سینه به صد ضربت ساطور فروشند
هوش مصنوعی: فدای کسانی میشوم که در کنار محبوب تو قربانی میشوند، چرا که در اینجا، یک نفر به شدت مورد آزار و آسیب قرار میگیرد.
با ریش دل و سینهٔ ناسور «نظیری»
خوش باش که کم بندهٔ رنجور فروشند
هوش مصنوعی: با دل شاد و قلبی سرشار از امید زندگی کن، حتی اگر در گوشهای از وجودت درد و رنج وجود دارد. زیرا در این دنیا، افراد کمی هستند که از وضعیت سخت دیگران بهرهبرداری میکنند.