برگردان به زبان ساده
شمع را زنده دلی در شب تار آخر شد
روز عشرت همه در خواب خمار آخر شد
هوش مصنوعی: در شب تاریک، شعله شمعی که نماد زندگی و امید است، به پایان رسید. روزهایی که پر از شادی و لذت بود، در خواب و حالتی گیج به سر میبرد.
شاخ سرکش شد و دست همه کوتاه بماند
جور گلچین و نزاع سر خار آخر شد
هوش مصنوعی: درختی که سرکش و مغرور شده بود، دیگران را از دسترسی به میوهاش محروم کرد و در نتیجه، درگیری و کشمکش بر سر آنچه باقی مانده، به نهایت تلخی انجامید.
عندلیب ار نسراید به قفس معذورست
گل به بازار نبردند و بهار آخر شد
هوش مصنوعی: اگر قناری در قفس نمیخواند، تقصیر او نیست. گلها را به بازار نبردند و بهار هم به پایان رسید.
خلعت دهر به اندازه حال اکنون نیست
چرخ را رشته به هم رفت و مدار آخر شد
هوش مصنوعی: دنیا و زمانه به اندازه وضعیت کنونی ما نیستند، زیرا تقدیر و سرنوشت به هم بافته شدهاند و دورهها به پایان میرسند.
همچو دینار که در پای کریمان افتد
کس نگفت از چه شماریم و شمار آخر شد
هوش مصنوعی: همچون دیناری که در برابر افرادی نیکوکار و بخشنده میافتد، هیچکس نمیگوید که ما آن را از چه تعدادی شمارش کنیم و در نهایت به کجا خواهد رسید.
کمتر از رنگ حنا بود به ما لطف جهان
سر و دستی نفشاندیم و نگار آخر شد
هوش مصنوعی: لطف و محبت دنیا به ما کمتر از رنگ حنا بود؛ ما هیچ گونه تاثیری بر سرنوشت خود نداشتیم و در نهایت، داستان به پایان رسید.
فکر ناآمده این است که امسال گذشت
غم آینده همان بود که یار آخر شد
هوش مصنوعی: فکر نکرده این است که امسال هم به پایان رسید و غم آینده همان چیزی بود که آن دوست به پایان رسید.
نقش رخسار تو بر صفحه جان گشت رقم
پرده بر یک طرف انداز که کار آخر شد
هوش مصنوعی: چهرهی تو بر دل من ثبت شده است. پرده را یک سمت بکش تا ببینیم که این داستان به کجا میرسد.
شاهدان گوشه چشمی به «نظیری » دارند
هرچه دل، صید همی کرد و شکار آخر شد
هوش مصنوعی: زیباها با نگاهی به «نظیری» دارند، هرچند که دل به چیزهایی مشغول بود، در نهایت به دستاوردی نرسید.