برگردان به زبان ساده
چو نیست حد که به بالین نهیم سر گستاخ
چه سود از حرم امن و خوابگاه فراخ
هوش مصنوعی: وقتی که مرزی وجود نداشته باشد که سر خود را بر بالین بگذاریم، چه فایده دارد که در مکانی امن و راحت بخوابیم؟
هزار جا ز برون می زنند طبل رحیل
هنوز رخت ز ایوان کسی نبرده به کاخ
هوش مصنوعی: در هزار مکان صدای طبل کوچ و وداع به گوش میرسد، اما هنوز هیچکس بار و بنهاش را از ایوان برنمیدارد تا به قصر برود.
نشسته نغمه سرایان به هم چه دانستیم
که سنگ تفرقه مان بر پرانداز سر شاخ
هوش مصنوعی: نغمهسراها دور هم نشستهاند و ما نمیدانیم که نشانههای اختلاف ما چه تأثیری بر سر شاخهها دارد.
ز دام و دانه صیاد مرغ می نالید
خبر نداشت که بر سیخ می کشد طباخ
هوش مصنوعی: پرندهای از دام و قیمتی که صیاد برایش گذاشته مینالید و نگران بود، اما خبر نداشت که سرنوشتش به دست طباخی است که او را به سیخ میکشد.
غبار لشکر یأجوج غم، جهان بگرفت
که گفت سد سکندر نمی شود سوراخ
هوش مصنوعی: غبار لشکر یأجوج باعث شده که دنیا پر از غم شود، زیرا معتقدند که سد سکندر قادر به عبور این لشکر نیست.
به هیچ حیله ز پیش اجل خلاصی نیست
ز گرگ اگر بجهی پوست می کند سلاخ
هوش مصنوعی: هیچ راه و چارهای برای فرار از مرگ وجود ندارد. حتی اگر از گرگ بگریزی، باز هم سلاخی تو را میگیرد.
چنان رسید جراحت به دل که دیده ندید
ز زخم حادثه، ناگهان «نظیری » آخ
هوش مصنوعی: زخمی که به دل خورده آنقدر عمیق و دردناک است که دیگر حتی نمیتواند آن را ببیند؛ در نتیجه، از شدت درد ناگهان فریاد میزند.