برگردان به زبان ساده
فسون خط تو پیغام بعثت و شب داج
نگاه پر رخ تو مصطفاست بر معراج
هوش مصنوعی: خط تو پیام آور بعثت است و در شب تاریکی، نگاه زیبا و روشن تو بر معراج قرار دارد.
ظهور حسن تو امنیتی به دوران داد
که پادشه ز رعیت نمی ستاند باج
هوش مصنوعی: زیبایی و خوشرویی تو امنیتی در جامعه به وجود آورد که دیگر پادشاهان از رعیت خود مالیات نمیگیرند.
چه صلح بود که حسن تو باوفا انگیخت
کز آب و آتش ما برد اختلاف مزاج
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است صلحی وجود داشته باشد که وفاداری تو باعث آن شود و باعث شده باشد که ما از بیقراری و تضاد خود دور شویم، حتی با وجود عناصر متضادی چون آب و آتش؟
میان زخم و خدنگ تو الفتی پیوست
که از دکان مسیحا نمی خرند علاج
هوش مصنوعی: در دل زخم و تیر تو، پیوندی وجود دارد که هیچ درمانی از دکان مسیحا نمیتواند آن را درمان کند.
حسود مهره دل قلب کرد و غافل ازین
که کعبتین دغا، خانه می دهد تاراج
هوش مصنوعی: حسود به دل علاقهمند شده است و غافل از این است که مکانهای مقدس و واقعی عشق میتوانند در دست ناپاکان قرار بگیرند و مورد سوءاستفاده قرار گیرند.
سرشگ زرق در آن کو روان نمی گردد
نبوده سیم دغل را به هیچ جای رواج
هوش مصنوعی: اشک زیبای در دریا جاری نمیشود، زیرا نرمی و لطافت جادوگرانهای در آن نیست که در جای دیگری رواج داشته باشد.
نماند شوکت شاهان کسی نمی داند
درازدستی حسنی که می رباید تاج
هوش مصنوعی: هیچکس از قدرتمندی و جلال پادشاهان خبر ندارد، و کسی نمیداند چه کسی با دستانی دراز، تاج پادشاهی را میدزدد.
سوار معرکه آخرالزمان ایرج
که طالعش به ظفر کرده اند استخراج
هوش مصنوعی: سوار میدان نبرد در آخرالزمان، ایرج، که سرنوشتش به پیروزی رقم خورده است.
چنان به عربده قلب عدو به هم شکند
که شیربچه گشایند بر بساط زجاج
هوش مصنوعی: دل دشمنان به قدری خواهد لرزید که همچون شیری کوچک که بر روی قفس شیشهای نشسته، به اعتراض و ناله درمیآید.
مثال نسبت اعقاب و جد او این است
که آن قدر که گهر بیش بیش قیمت تاج
هوش مصنوعی: نسبت بین نسلها و جد فرد مانند این است که هر چقدر که ارزش و اهمیت جواهرات بیشتر باشد، تاج نیز با ارزشتر میشود.
قبول تربیت استاد می کند شاگرد
هوای معرکه شهباز می کند دراج
هوش مصنوعی: شاگردی که تحت تاثیر آموزش استاد قرار میگیرد، به دنبال افتخارات و موفقیتهای بزرگ میرود.
بیان قصه رزمش نکو نمی دانم
وگرنه نظم کنم، بودمی همان جا کاج
هوش مصنوعی: داستان جنگ او را به خوبی نمیدانم و اگر میدانستم، روایتی از آن میساختم. همانند درخت کاج در آن مکان میبودم.
غنیمتی که من از گنج فقر یافته ام
خراج ملک دهندم نمی دهم به خراج
هوش مصنوعی: من از داشتهها و تجربههای فقر بهرهای بردهام که ارزش آن به هیچ بهایی نمیارزد، حتی اگر بخواهم برای زندگیام مالیات بپردازم.
سر «نظیری » و خاک سرای پیر مغان
ز آستان کریمان کجا رود محتاج؟
هوش مصنوعی: سر «نظیری» و خاک سرای پیر مغان، نشاندهنده مقام و منزلتی است که به خاطر زیارت و حضور در محضر انسانهای بزرگ و کریم کسب میشود. وقتی به این مرتبه و مقام برسیم، دیگر نیازی به کسی نخواهیم داشت و محتاج کسی نخواهیم بود.