برگردان به زبان ساده
بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت
شیخ از حرم برآمد و گبر از صنم گذشت
هوش مصنوعی: بویی از آن دو سلسله پیچخورده به مشام رسید. شیخ از حرم بیرون آمد و کسی که به آتشپرستی معروف بود، از مجسمهای عبور کرد.
خیز از سفال خضر زلال بقا بنوش
کاین آب زندگی ز سر جام جم گذشت
هوش مصنوعی: بلند شو و از کوزه خضر که نماد زلالی و جاودانگی است، آب بیاشام. چرا که این آب زندگی از دیوان پر از حکمت جم گذشته است.
نبود علایق دو جهان گرد دامنش
چون من مجردی که ز دیر و حرم گذشت
هوش مصنوعی: دو جهان، هیچگونه وابستگیای به او ندارند، مانند من که دنیای مادی و معنوی را ترک کردهام و از مکانهای مقدس گذشتهام.
ناموس و ننگ در نظر من برابر است
هرکس ز خود گذشت ز شادی و غم گذشت
هوش مصنوعی: برای من ناموس و ننگ هیچ تفاوتی ندارد؛ هرکس از خودگذشت کند، نه از شادی و نه از غم تأثیری نمیپذیرد.
برق دل رمیده ما را طلب مکن
کاین پرتو از سواد وجود و عدم گذشت
هوش مصنوعی: از تو نمیخواهم که به دنبال جلب توجه قلب ناامید من باشی، زیرا این درخششی که مشاهده میکنی، فقط ناشی از تاریکی وجود و عدم من است.
جز رفت و آمد نفسی نیست بود ما
جاوید زیست هر که ازین یک دو دم گذشت
هوش مصنوعی: تنها چیزی که در زندگی وجود دارد آمد و رفت نفس است. ما تنها در یک لحظه زندگی میکنیم و هر کسی که از این دو دم (دمِ حیات و دمِ مرگ) عبور کند، جاودانه نخواهد بود.
چون عندلیب مست «نظیری » ترانه گوست
از خار و گل بریده شد از مدح و ذم گذشت
هوش مصنوعی: پرندهای خسته و سرمست به آواز خواندن مشغول است و دیگر از گل و خار فاصله گرفته است؛ او از تعریف و تمجید و همچنین از نکوهش و انتقاد گذشته و فقط به سرودن ترانهاش ادامه میدهد.