برگردان به زبان ساده
هجران نمکی سودو به داغ دل ما ریخت
سودای تو آتش ز دماغ دل ما ریخت
هوش مصنوعی: دوریت مانند نمکی است که بر زخم دل ما میریزد و عشق تو شعلههای آتش را در درون ما به راه میاندازد.
هر روغن صافی که به بیهوده فلک سوخت
غم دردی آن را به چراغ دل ما ریخت
هوش مصنوعی: هر روغن زلالی که به طور بیهوده در آسمان سوزانیده شد، غم و درد آن را در دل روشنی ما ریخت.
رفتیم به سر زود درین محفل مستان
ساقی می تندی به ایاغ دلما ریخت
هوش مصنوعی: در این شادمانی و دورهمی، ما به سرعت وارد شدیم و ساقی با شتاب و لطف، می را در دل ما ریخت.
ما را به نشاط و طرب آسان بگذارند
غم خون جهانی به سراغ دل ما ریخت
هوش مصنوعی: به ما اجازه دهید که با شادی و شوق زندگی کنیم، چرا که غم و دردهای دنیا به دل ما سایه افکنده است.
هر نخل امیدی که نشاندیم درین باغ
برگ و برش از لاله و لاغ دل ما ریخت
هوش مصنوعی: در هر باغی که نخل امیدی را کاشتهایم، گلها و زیباییاش از دلهای ما روییده و ریخته است.
کلفت ز کجا آمد و رنجش ز کجا خاست؟
بد کرد ملالی به فراغ دل ما ریخت
هوش مصنوعی: زنی که بر ما مسلط شد، از کجا آمد و دلخوشی ما از کجا بر هم خورد؟ ملال و ناراحتیاش بر شادی و آرامش ما تأثیر بدی گذاشت.
بر عشرت ما زود ملالست «نظیری »
تا صبح نفس زد گل باغ دل ما ریخت
هوش مصنوعی: به شادی و خوشی ما خیلی زود غم و اندوه سایه میافکند. نظیری، تا صبح، با نفسش گلهای باغ دل ما را بریخت.