برگردان به زبان ساده
بی عشق عقل را هنری در دماغ نیست
بد سوزد آن فتیله که از شعله داغ نیست
هوش مصنوعی: بدون عشق، عقل هیچ هنری ندارد و مانند فتیلهای است که بدون شعله داغ، میسوزد و نمیتابد.
هرگز فرشته از سر بامش نمی پرد
آن را که مرغ نامه بری در سراغ نیست
هوش مصنوعی: هرگز فرشته از بالای بامش پایین نمیآید، چون کسی که فرشتهاش را بخواهد، در زندگیاش نشانهای از آن ندارد.
طعنم به بی خودی چه زنی محتسب برو
ما را فراغتست تو را گر فراغ نیست
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به کسی که به او سخت میگیرد و انتقاد میکند، میگوید که چرا بر او خرده میگیرد در حالی که او خود مشغله و گرفتاری ندارد. شاعر از آزادی خود سخن میگوید و به طرف مقابل یادآوری میکند که بهتر است به کار خود مشغول باشد و بیخودی به او ایراد نگیرد.
ما حال خویش بر پر عنقا نوشته ایم
در بال هدهد و سر منقار زاغ نیست
هوش مصنوعی: حال و وضعیت خود را بر پرنده افسانهای نوشتهایم، نه بر بال هدهد و نه بر نوک زاغ.
چون جغد بر خرابی خود فال می زنیم
کاین نغمه از ترانه مرغان باغ نیست
هوش مصنوعی: ما مانند جغد در ویرانی خود نشسته و زار میزنیم، چرا که این آواز از سرود پرندگان در باغ نیست.
از خنده های تلخ صراحی به کار ما
جز خون دل به گردش چشم ایاغ نیست
هوش مصنوعی: از خندههای تلخی که صراحی (یک نوع ظرف شراب) به ما میدهد، جز رنج و غم دل و اشک چشمان پر درد، بهرهای نداریم.
تلخ است بی تو عمر «نظیری » چه زندگیست
بیمار را که بر سر بالین چراغ نیست
هوش مصنوعی: زندگی بدون تو برای من تلخ و ناگوار است، مانند حالتی که بیمار در بستر بیماری قرار دارد و نشانهای از روشنایی یا امید در کنارش نیست.