برگردان به زبان ساده
به نامه درون سر به سر یاد کرد
ز رزم و ز پرخاش روز نبرد
هوش مصنوعی: در نامهای که در دل دارم، تمام خاطرات جنگ و درگیریها در روز نبرد را به یاد میآورم.
نخستین که بر نامه بنهاد دست
ز عنبر سر خامه را کرد مست
هوش مصنوعی: نخستین کسی که دستش را بر روی کاغذ گذاشت، با عطر خوش این کار را انجام داد و حالتی شاداب و سرمست پیدا کرد.
ستایش نمودش ز یزدان پاک
خداوند کیوان و خورشید و خاک
هوش مصنوعی: او را ستایش میکند، خدایی که پاک و فراتر از همه چیز است، خدای کیوان و خورشید و زمین.
خدایی که جان و روان آفرید
به یک مشت خاکی توان آفرید
هوش مصنوعی: خداوندی که جان و روح را خلق کرده، تنها با یک مشت خاک میتواند قدرت و توان را به وجود آورد.
ازو باد بر شاه ایران درود
مبادا کم و کاست آن تار و پود
هوش مصنوعی: سلام و درود بر شاه ایران از سوی او، امیدوارم هیچ آسیب یا کمبودی به بنیاد و اصول این کشور نرسد.
رسیدم به قنوج ای شهریار
ابا رای هندی شه نامدار
هوش مصنوعی: به قنوج رسیدم، ای پادشاه بزرگ و مشهور هندی.
یکی مرد بودی مهارک به نام
بداندیش و خیره سر و ناتمام
هوش مصنوعی: مردی به نام بداندیش وجود داشت که دارای تفکر ناهنجار و سرسخت بود و همچنان در کارهایش ناتمام مانده بود.
همان جای رای آمدش آرزوی
چنان ابله و ناکس و خیره روی
هوش مصنوعی: او در جایی قرار دارد که آرزوی انسانهای بیخود و نادان و احمق به سراغش میآید.
به بخت شهنشاه ایران زمین
بپرداختم بیخ او از زمین
هوش مصنوعی: من به سرنوشت و شانس پادشاه ایران پرداختم و ریشه آن را از خاک جستجو کردم.
نشاندم به تخت خود آن نامدار
به فیروزی و دولت شهریار
هوش مصنوعی: من آن شاهزاده معروف را بر تخت خود نشاندیم که به خاطر پیروزیها و دارای شهریاری بزرگ است.
کنون بنده ام شهریار جهان
چه فرمایدم آشکار و نهان
هوش مصنوعی: اکنون من بنده تو هستم، ای پادشاه دنیا، چه دستوری میدهی که به طور واضح و در خفا اجرا کنم؟
فرستاده برجست و آمد به راه
چنین تا بیامد بر تخت شاه
هوش مصنوعی: پیامرسان بهسرعت حرکت کرد و بهطوری که در راه بود، به تخت شاه رسید.
کسی گفت نزدیک شاه جهان
که آمد فرستاده پهلوان
هوش مصنوعی: یکی از افراد به نزد شاه جهان رفت و خبر از آمدن فرستادهای که پیامآور پهلوان بود، آورد.
شهنشاه ایران ورا پیش خواند
به نزدیکی پیشگاهش نشاند
هوش مصنوعی: پادشاه ایران او را نزد خود فراخواند و در کنار throne خود نشاند.
همان نامه نزدیک شاه زمین
نهاد و برو خواند بس آفرین
هوش مصنوعی: شخصی نامهای را نزد شاه زمین گذاشت و آن را خواند و بسیار ستایش کرد.
بپرسید ازو خسرو نامدار
ز کار فرامرز و وز کارزار
هوش مصنوعی: از او، که پادشاه معروفی است، دربارهی وضعیت فرامرز و جنگها سوال کردند.
فرستاده با شه یکایک بگفت
ز نیک و بد آشکار و نهفت
هوش مصنوعی: فرستاده به پادشاه گفت که خوب و بد، هر دو را به وضوح و در خفا بیان کرد.
سپرد آنچه آورده بد سر به سر
به گنجور شاهنشه دادگر
هوش مصنوعی: او تمام آنچه را که به همراه داشت، با احترام و ادب به خزانهدار پادشاه خردمند سپرد.
شهنشه پسندید و کرد آفرین
بدان شیر دل پهلوان زمین
هوش مصنوعی: پادشاه آن شیر دل را که قهرمان این سرزمین بود، پسندید و مورد تمجید قرار داد.
فرستاده را خلعت و اسب داد
برو بر بسی آفرین کرد یاد
هوش مصنوعی: فرستاده را هدیه و اسب دادند و او را با دعا و تمجید روانه کردند.