برگردان به زبان ساده
مهارک چو دید آن سپاه نبرد
گریزا شد آهنگ دروازه کرد
هوش مصنوعی: وقتی فرمانده آن ارتش را دید، سریعاً از میدان جنگ فرار کرد و به سمت دروازه رفت.
همی خواست کان شهر سازد حصار
مگر رسته گردد از آن گیر و دار
هوش مصنوعی: او میخواست که آن شهر را دیوارکشی کند تا از این مشکلات و گرفتاریها رها شود.
ز کارش کسی با فرامرز گفت
سپهدار از این قصه اندر شگفت
هوش مصنوعی: کسی از کارهای فرامرز با سپهدار صحبت کرد و او از این داستان بسیار متعجب شد.
عنان را به جنگ فرامرز داد
بتازید و شد از پی بدنژاد
هوش مصنوعی: بیدار شو و به جنگ با فردی شجاع و دلیر آمده است و او به سرعت در پی دشمن خود میتازد.
چنان شد که بگذشت ازو نامدار
سر راه بگرفت شیر شکار
هوش مصنوعی: چنان پیش آمد که شخص معروفی از راه گذشت و شیر شکار را در مسیر خود گرفت.
مهارک چو تنگ اندر آمد به روی
برآویخت با او یل جنگجوی
هوش مصنوعی: زمانی که مهار (فرمان) به شدت کشیده شد و فشار آورد، جنگجوی دلیر به مقابله برخاست و با او درگیر شد.
سنان را همانگه برو کرد راست
خروش از سوار دلاور بخاست
هوش مصنوعی: در آن لحظه، سنان را به طور مستقیم به سمت دشمن گرفت و صدای دلاورانه سوار را شنید که درخواست کمک میکرد.
بزد نیزه بر پشت اسب نبرد
به زیر اندر آورد او را به گرد
هوش مصنوعی: نیزهای بر پشت اسب جنگی زد و او را به زیر آورد و به گرداگردش کشید.
همیدون به نیزه برافراختش
چو بر باب زن مرغ برداشتش
هوش مصنوعی: او همچنین مانند زنی که مرغی را به آسمان میبرد، با نیزه خود آن را بلند کرد.
چو سوگند یاد آمدش در زمان
زدش بر زمین همچو کوه گران
هوش مصنوعی: زمانی که قسم و پیمان او به یادش آمد، با شدت و سنگینی مانند کوهی او را بر زمین زد.
سنان از روانش برآورد دود
تو گفتی مهارک به گیتی نبود
هوش مصنوعی: سنان از جانش دود برآورد، چنان که گفتی در تمام جهان چیزی مانند تو وجود ندارد.
چنین است کردار این تیز گرد
یکی تاج بخشد یکی دار برد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که رفتار و عملکرد افراد میتواند اثرات متفاوتی بر زندگی دیگران داشته باشد؛ برخی با اعمال و رفتار خود به دیگران اعتبار و مقام میدهند و برخی دیگر باعث سقوط و نابودی آنها میشوند.
خردمند اندر جهان دل نبست
که آخر زود بی گمانش ز دست
هوش مصنوعی: عاقل در دنیا برای خود دل نمیبندد، زیرا به زودی ممکن است چیزی که دوست دارد را از دست بدهد.
مهارک چو شد کشته و ناپدید
خبر زو به شهر بزرگان رسید
هوش مصنوعی: وقتی او کشته شد و ناپدید گردید، خبرش به بزرگترهای شهر رسید.
یکی انجمن نامداران شهر
کسی را کجا از خرد بود بهر
هوش مصنوعی: در میان جمع افراد برجسته و مشهور شهر، شخصیتهای بزرگ و مهمی وجود دارند که در کارهای خود بر اساس خرد و عقل عمل میکنند.
به زنهار پیش سپهبد شدند
به رای هشیوار و بخرد شدند
هوش مصنوعی: آنها با احتیاط به سمت فرماندهی رفتند و با عقل و تدبیر تصمیم گرفتند.
به زاری بگفتند با پهلوان
که ای شیردل مهتر کامران
هوش مصنوعی: با ناله و زاری به پهلوان گفتند که ای دلیر و شجاع، تو برترین و کامیاب ترین هستی.
تو دانی که ما سخت بیچاره ایم
همه بر تن خود ستمکاره ایم
هوش مصنوعی: تو میدانی که ما چقدر در زحمت و دردسر هستیم و همه ما بر خود ظلم و ستم میکنیم.
ببخشا و ترسان شو از روزگار
مباش ایمن از چرخ ناسازگار
هوش مصنوعی: ببخش و نترس از روزگار؛ نباید از چرخ زندگی غافل باشی و خیال کنی که همیشه در امان هستی.
که گاهیت شادی دهد گاه غم
گهی داد پیش آورد گه ستم
هوش مصنوعی: زندگی گاهی باعث شادی ما میشود و گاهی هم باعث غم. بعضی اوقات خوشیها و پیشرفتها به ما داده میشود و گاهی هم با مشکلات و ستمهایی روبرو میشویم.
فرامرز بشنید و بنواختشان
به خوبی همه کار برساختشان
هوش مصنوعی: فرامرز صدای آنها را شنید و با مهربانی از آنها استقبال کرد و در همه امور به خوبی به آنها کمک کرد.
یکی هندوی بود نامش تهون
که از رای او شیر گشتی زبون
هوش مصنوعی: یک مرد هندو به نام تهون وجود داشت که به سبب اندیشههای او، شیر زبان باز کرد و شروع به سخن گفتن کرد.
ورا کرد بر شهر کشمیر شاه
برآورد نام بزرگی به ماه
هوش مصنوعی: او در شهر کشمیر نظر خاصی به کارها کرد و شاه نامی بزرگ را در تاریخ منتشر کرد.
دو هفته در آن مرز بد شادکام
شب و روز با باده و رود و جام
هوش مصنوعی: دو هفته در آن منطقه، شب و روز با شادمانی و خوشی، همراه با شراب و جاری بودن آب و داشتن جام، گذراندند.
وز آن جا به قنوج شد با سپاه
به شاهی به سر بر نهاده کلاه
هوش مصنوعی: او از آنجا به قنوج رفت و با لشکرش به سمت شاهی رفت و کلاهی بر سر گذاشت.
پذیره شدش با بزرگان خویش
ابا کوس و پیلان زاندازه بیش
هوش مصنوعی: او به همراه بزرگان خود به استقبال آمد، با طلا و جواهرات فراوان.
نبیره زنان هفت منزل به راه
برفتند پیش یل رزمخواه
هوش مصنوعی: نسل زنان به مدت هفت منزل در مسیر پیش رفتند تا به جنگجوی بزرگ رسیدند.
چو روی فرامرز یل را بدید
پیاده شد و آفرین گسترید
هوش مصنوعی: زمانی که فرامرز، پهلوان را مشاهده کرد، از اسب پیاده شد و او را ستایش کرد.
بزرگان زاسبان فرود آمدند
زبان ها همه پر درود آمدند
هوش مصنوعی: بزرگان از اسبهایشان پایین آمدند و زبانها پر از دعا و خوشامدگویی شد.
سپهبد فرود آمد از بارگی
چو با هم رسیدند یکبارگی
هوش مصنوعی: فرمانده از بلندی پایین آمد و وقتی که آنها به یکدیگر رسیدند، به طور همزمان تمام شدند.
گرفتند مر یکدگر را کنار
نشستند با رامش و میگسار
هوش مصنوعی: دو نفر یکدیگر را در آغوش گرفتند و در کنار هم نشستهاند و از خوشحالی و شراب لذت میبرند.
به شادی بر ایشان گذر کرد روز
چو در که نهان گشت گیتی فروز
هوش مصنوعی: روز گرانباری بر آنها گذشت، مانند روزی که روشنایی جهان پنهان شد.
بخفتند خرم بی اندوه و درد
چو خورشید بر گنبد لاجورد
هوش مصنوعی: آنها به آرامش و شادی خواب رفتند، بی هیچ غم و دردی، مانند خورشید که بر آسمان آبی میدرخشد.
ز شادی بیاراست گیتی به رنگ
ز رنگش همه کوه شد لاله رنگ
هوش مصنوعی: جهان به خاطر شادی زیبا و سرزنده شده و به رنگهای شاداب آراسته است، به طوری که همه کوهها به رنگ لاله در آمدهاند.
نشستند بر باره راه جوی
سوی شهر قنوج کردند روی
هوش مصنوعی: جمعی در کنار راهی نشستهاند که به سمت شهر قنوج میرود و به آنجا نگاه میکنند.
همه شهر قنوج و بی راه و راه
ببستند آذین به آیین و گاه
هوش مصنوعی: تمام شهر قنوج به آراستگی و جشن و سرور مشغول شده و راهها را بستهاند.
به شادی سوی بارگاه آمدند
به دل خرم و نیکخواه آمدند
هوش مصنوعی: آنها با خوشحالی و دل شاد به درگاه آمدهاند و آرزوی خوبی در دل دارند.
یکی بزمگه ساخت رای گزین
که بر وی حسد برد خلد برین
هوش مصنوعی: یک جایی را برای خوشگذرانی فراهم کرد که دیگران به خاطر آن، به او حسادت کردند.
سمن بر نگاران خورشید روی
بتان پری چهره مشک بوی
هوش مصنوعی: گلهای خوشبو و زیبا در کنار چهرههای آفتابتاب و زیبا مثل پری، بویی شبیه به مشک را منتشر میکنند.
به رامش همه عود و ساغر به دست
دو نرگس همه دل ربا نیم مست
هوش مصنوعی: در محفل شادمانی، همه با دستهایی که عود و لیوان شراب را نگهداشتهاند، دو چشمان نرگسی و دلفریب وجود دارند که تأثیر آنها انسان را نیمه مست کرده است.
هوا پرخروش و زمین پر درود
همی داد ناهید جان را درود
هوش مصنوعی: هوا با سر و صدا و زمین پر از سلام و درود، ناهید (سیاره زهره) را سلام و درود میفرستاد.
گل و نرگس و سنبل و نسترن
به هر جای بر توده بد یاسمن
هوش مصنوعی: در هر گوشه و کناری از باغ، گلها، نرگسها، سنبل و نسترن در کنار یاسمنها جلوهگری میکنند.
سپهر اندر آن بزمگه خیره ماند
زبس خرمی جان همی برفشاند
هوش مصنوعی: در آسمان آن جشن، همه از شدت شادی و شادابی حیرتزده مانده بودند، زیرا روح خوشی و سرزندگی بر آن فضا جاری بود.
گرفتند و خوردند و گشتند مست
خوش این زندگانی گر آید به دست
هوش مصنوعی: آنها گرفتند و نوشیدند و در خوشی غرق شدند. خوش به حالشان که این زندگی اگر به دست آید، چه لذتبخش است.
بدین گونه یک ماه با کام دل
ببودند شادان به آرام دل
هوش مصنوعی: به این شکل، یک ماه با دل خوش و آرامش خاطر در کنار یکدیگر زندگی کردند و شاداب بودند.
سر مه جهان پهلوان کرد ساز
ز هندوستان آنچه آید فراز
هوش مصنوعی: سر مه جهان پهلوان، موسیقی و هنری را از هند میآورد که هر چه برآید، به اوج میرسد.
ز پیل و ز فیروزه و تخت و تاج
ز دیبا و اطلس هم از عاج و ساج
هوش مصنوعی: از فیل و فیروزه، از تخت و تاج، از پارچههای نرم و لطیف، و نیز از عاج و چوبهای باارزش.
ز لؤلؤ و از گوهر و بوی مشک
ز یاقوت و عنبر ز کافور خشک
هوش مصنوعی: از مروارید و سنگهای قیمتی، عطر مشک و خوشبویی یاقوت و عنبر، همچنین بوی کافور خشک صحبت میکند.
کنیزان کشمیری و خلخی
غلامان مه روی با فرخی
هوش مصنوعی: دختران کشمیری همراه با پسران خوشرو و زیبا برای همسری با آراستگی و زیبایی میآیند.
ز چینی و هندی و از بربری
برآراسته خوبی و برتری
هوش مصنوعی: از فرهنگها و ملل مختلف، زیبایی و برتری در وجود انسانها شکل گرفته است.
ز دارو و از زعفران بی حساب
ز هندی همه جام ها مشک ناب
هوش مصنوعی: از دارو و زعفران به مقدار فراوان، از هند تمام جامها پر از عطر ناب است.
هم از تیغ هندی و گرز گران
ز پر مایه اسپان و از گوهران
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف ویژگیهای برجسته و با ارزش میپردازد، اشاره دارد به سلاحهای قوی و باکیفیت، همچون تیغ هندی و گرزی سنگین. همچنین به قدرت و زیبایی اسبها و جواهرات گرانبها اشاره میکند، که هر یک نشاندهندهی ثروت و شجاعت است.
همان خود و برگستوان بی شمار
ز پیلان جنگی ده و دو هزار
هوش مصنوعی: در اینجا به تعدادی از عناصر طبیعی و جنگی اشاره شده است. منظور این است که اعداد بسیار بالا و غیرقابل شمارش هستند، مثل برگهای درختان و تعداد فیلهای جنگی. به طور کلی، این تصویر به عظمت و شمار زیادی از چیزها اشاره دارد.
چنین باج هندوستان سر به سر
دو ساله بر شاه فیروزگر
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که هندوستان به مدت دو سال به شاه فیروزگر باج میداد.
فرستاد با صدهزار آفرین
یل شیردل پهلوان گزین
هوش مصنوعی: با صدها هزار تحسین، جنگجو و پهلوان دلیر به میدان فرستاده شد.