برگردان به زبان ساده
سلام کن ز من ای باد مر خراسان را
مر اهل فضل و خرد را نه عام نادان را
هوش مصنوعی: ای باد، سلام من را به خراسان برسان و به اهل علم و دانایی منتقل کن، نه به مردم نادان و بیخبر.
خبر بیاور ازیشان به من چو داده بُوی
ز حال من به حقیقت خبر مر ایشان را
هوش مصنوعی: به من خبر بده که حال آنها چگونه است، چون بوی حال من به حقیقت آنها را خبر میدهد.
بگویشان که جهان سرو من چو چنبر کرد
به مکر خویش و، خود این است کار، گیهان را
هوش مصنوعی: به آنها بگو که جهان مانند حلقهای دور من را گرفته و این به دلیل نیرنگهای خود اوست و این همان کاری است که او با جهانیان انجام میدهد.
نگر کهتان نکند غره عهد و پیمانش
که او وفا نکند هیچ عهد و پیمان را
هوش مصنوعی: مراقب باش که به عهد و پیمانهای او فریب نخوری، چرا که او هرگز به هیچ عهد و پیمانی وفا نمیکند.
فلان اگر به شک است اندر آنچه خواهد کرد
جهان بدو، بنگر، گو، به چشم بهمان را
هوش مصنوعی: اگر کسی در مورد آنچه که میخواهد انجام دهد شک دارد، به او بگو که به دنیا نگاه کند و ببیند که چه واکنشی به او نشان میدهد.
ازین همه بسِتاند به جمله هر چهش داد
چنانکه بازستد هرچه داده بود آن را
هوش مصنوعی: او از همه چیزهایی که به او دادهاند، به مانند این که همه را پس بگیرد، میگیرد.
از آنکه در دهنش این زمان نهد پستان
دگر زمان بستاند به قهر پستان را
هوش مصنوعی: کسی که در حال حاضر از چیزی بهرهمند است، ممکن است در آینده به ناچار آن را از دست بدهد.
نگه کنید که در دست این و آن چو خراس
به چند گونه بدیدید مر خراسان را
هوش مصنوعی: دقت کنید که مردم چطور به شیوههای مختلف، سرزمین خراسان را مورد ارزیابی و قضاوت قرار میدهند.
به ملک ترک چرا غرهاید؟ یاد کنید
جلال و عزت محمود زاولستان را
هوش مصنوعی: به چه دلیلی به قدرت و عظمت خود میبالید؟ اندکی به یاد بیاورید عظمت و شکوه محمود از زابل را.
کجاست آنکه فریغونیان ز هیبت او
ز دست خویش بدادند گوزگانان را؟
هوش مصنوعی: کجاست کسی که به خاطر قدرت و جلالش، افراد مغرور و متکبر از دست خودشان تسلیم شدند و تسلیم او شدند؟
چو هند را به سم اسپ ترک ویران کرد
به پای پیلان بسپرد خاک ختلان را
هوش مصنوعی: زمانی که هند به وسیلهی سمهای اسبهای ترکان ویران شد، سرزمین ختلان را به پای فیلها سپردند.
کسی چنو به جهان دیگری نداد نشان
همی به سندان اندر نشاند پیکان را
هوش مصنوعی: کسی را مثل او در دنیا پیدا نکردهاند که نشانهای از خود به دیگری بدهد، همانطور که پیکان را بر روی سندان مینشاندند.
چو سیستان ز خلف، ری ز رازیان، بستد
وز اوج کیوان سر برفراشت ایوان را
هوش مصنوعی: آنگاه که سرزمین سیستان به دست خلفا افتاد و ری در اختیار مردم راز قرار گرفت، از اوج کیوان (ستاره بزرگ) سر به آسایش و شکوهمندی برداشته و ایوانی برپا شد.
فریفته شده میگشت در جهان و، بلی
چنو فریفته بود این جهان فراوان را
هوش مصنوعی: او در دنیا سرگردان و فریبخورده بود و واقعاً به نظر میرسد که این دنیا بسیاری از افراد را به همین شکل فریب داده است.
شما فریفتگان پیش او همی گفتید
«هزار سال فزون باد عمر، سلطان را»
هوش مصنوعی: شما افرادی که تحت تأثیر او هستید، همیشه به او میگفتید: «امیدواریم عمری هزار ساله برای سلطان سرمدی باشد.»
به فر دولت او هر که قصد سندان کرد
به زیر دندان چون موم یافت سندان را
هوش مصنوعی: هر کسی که به قصد دستیابی به قدرت و ثروت او تلاش کند، به راحتی و نرمش، مانند موم به زیر فشار و تحت تاثیر قرار میگیرد.
پریر قبلهٔ احرار زاولستان بود
چنانکه کعبهست امروز اهل ایمان را
هوش مصنوعی: در گذشته، پریر به عنوان مرکز و قبلهای برای انسانهای آزاد در سرزمین زاولستان شناخته میشد، همانطور که امروز کعبه برای مؤمنان اهمیت دارد.
کجاست اکنون آن فر و آن جلالت و جاه
که زیر خویش همی دید برج سرطان را؟
هوش مصنوعی: کجاست الآن آن زیبایی و شکوه و مقام تو که زیر پای خود، برج سرطان را میدیدی؟
بریخت چنگش و فرسوده گشت دندانش
چو تیز کرد برو مرگ چنگ و دندان را
هوش مصنوعی: چنگ او ریخت و دندانش از کار افتاد، وقتی به مرگ نزدیک شد، تیز شدن چنگ و دندانش دیگر فایدهای نداشت.
بسی که خندان کردهاست چرخ گریان را
بسی که گریان کردهاست نیز خندان را
هوش مصنوعی: بسیاری هستند که شادی و خنده را برای کسی به ارمغان آوردهاند و همچنین افرادی وجود دارند که باعث غم و اندوه دیگران شدهاند.
قرار چشم چه داری به زیر چرخ؟ چو نیست
قرار هیچ به یک حال چرخ گردان را
هوش مصنوعی: چگونه میتوانی به چشمانت آرامش بدهی در حالی که زیر آسمان هیچ چیز ثابت و پایدار نیست؟ وقتی که چرخ زمان همواره در حال چرخش و تغییر است، هیچ چیز در یک حالت باقی نمیماند.
کناره گیر ازو کاین سوار، تازان است
کسی کنار نگیرد سوار تازان را
هوش مصنوعی: از او کنارهگیر، زیرا این سوار در حال حرکت و تندروست؛ کسی که نمیتواند از سوار تندرو دور بماند، آسیب خواهد دید.
بترس سخت ز سختی چو کاری آسان شد
که چرخ زود کند سخت کار آسان را
هوش مصنوعی: از مشکلات و سختیها بترس چون وقتی کاری آسان شد، زمان گردشی سریعاً میتواند کار آسان را به سختی تبدیل کند.
برون کند چو درآید به خشم گشت زمان
ز قصر قیصر را و ز خان و مان خان را
هوش مصنوعی: زمانی که خشم کسی برافروخته شود، او میتواند از درون خود بیرون بیاید و به راحتی هر چیزی را که دوست ندارد، به حاشیه براند. حتی عظیمترین کاخها و خانهها نیز نمیتوانند در برابر چنین خشم و قدرتی مقاومتی داشته باشند.
بر آسمان ز کسوف سیه رهایش نیست
مر آفتاب درفشان و ماه تابان را
هوش مصنوعی: آفتاب و ماه درخشان همواره در آسمان وجود دارند، اما به دلیل کسوف، نمیتوان به راحتی آنها را دید و نورشان به اندازهای که باید، نمایان نیست.
میانه کار بباش، ای پسر، کمال مجوی
که مه تمام نشد جز ز بهر نقصان را
هوش مصنوعی: در طول زندگیات سعی کن در میانه کار باشی و به دنبال کمال مطلق نباش، چون ماه کامل هرگز به خاطر نقص و نواقص خود شکل نگرفته است.
ز بهر حال نکو خویشتن هلاک مکن
به در و مرجان مفروش خیره مر جان را
هوش مصنوعی: به هر صورت، خودت را به خاطر چیزی نابود نکن و برای چیزهای بیارزش خودت را به خطر نینداز.
نگاه کن که به حیلت همی هلاک کنند
ز بهر پرّ نکو طاوسان پران را
هوش مصنوعی: بنگر که چگونه با تدبیر و نیرنگ، برخی از افراد به خاطر داشتن ویژگیهای خوب، دیگران را از بین میبرند.
اگر شرابِ جهان خلق را چو مستان کرد
توشان رها کن چون هوشیار مستان را
هوش مصنوعی: اگر شراب دنیا مردم را بیخود کند، تو آنها را رها کن مانند کسی که مستان را در حال هوشیاری ترک میکند.
نگاه کن که چو فرمان دیو ظاهر شد
نماند فرمان در خلق خویش یزدان را
هوش مصنوعی: بنگر که وقتی فرمان شیطان آشکار شد، دیگر احکام و دستورات خداوند در میان مخلوقات باقی نمیماند.
به قول بندهٔ یزدان قادرند ولیک
به اعتقاد همه امتند شیطان را
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که به اعتقاد برخی از افراد، خداوند توانایی و قدرت دارد، اما در عین حال، بسیاری از مردم شیطان را به عنوان موجودی قدرتمند میدانند و به او باور دارند.
بگویشان که شما به اعتقاد دیوانید
که دیو خواند خوش آید همیشه دیوان را
هوش مصنوعی: به آنها بگویید که شما به نظر دیوان میرسید، زیرا همیشه برای دیوان خوشآهنگ است که دیوان را بخوانند.
چو مست خفت به بالینش بر، تو، ای هشیار
مزن گزافه به انگشت خویش پنگان را
هوش مصنوعی: وقتی او مست و خوابیده است، تو که هوشیار هستی، با دست خود بیدلیل او را نزن.
زیان نبود و نباشد ازو چنانکه نبود
زیان ز معصیت دیو مر سلیمان را
هوش مصنوعی: هیچ ضرری از او نمیرسد، همانطور که هیچ آسیبی از گناه دیو به سلیمان نرسید.
تو را تن تو چو بند است و این جهان زندان
مقر خویش مپندار بند و زندان را
هوش مصنوعی: تو باید بدانی که این تن تو تنها یک قید و بند است و نباید این جهان را به عنوان جایگاهی محدود و زندان خودت تصور کنی.
ز علم و طاعت، جانت ضعیف و عریان است
به علم کوش و بپوش این ضعیف عریان را
هوش مصنوعی: دانش و اطاعت، باعث شده که روح تو ضعیف و خالی باشد. پس تلاش کن تا با علم خود، این روح ضعیف و عریان را تقویت کنی.
به فعل بندهٔ یزدان نهای به نامی تو
خدای را تو چنانی که لاله نعمان را
هوش مصنوعی: تو به عنوان بنده خدا، به نام خداوند شناخته نمیشوید، بلکه مانند لالهای هستی که در باغ نعمان میروید.
به آشکاره تن اندر که کرد جان پنهان؟
به پیش او دار این آشکار و پنهان را
هوش مصنوعی: واضح است که در بدن چه کسی جان نهفته است؟ در حضور او، این ظاهر و باطن را به معرض نمایش بگذار.
خدای با تو بدین صنع نیک احسان کرد
به قول و فعل تو بگزار شکر احسان را
هوش مصنوعی: خداوند به وسیلهی این کار نیکو به تو لطف کرده است، بنابراین باید تلاش و گفتار خوبت را بشناسی و قدردانی کنی.
جهان زمین و سخن تخم و جانت دهقان است
به کشت باید مشغول بود دهقان را
هوش مصنوعی: زمین و کلام، مانند بذر و جان یک زارع هستند. بنابراین، زارع باید در کار کشت و کار کشاورزی مشغول باشد.
چرا کنون که بهار است جهد آن نکنی
که تا یکی به کف آری مگر زمستان را
هوش مصنوعی: چرا در حال حاضر که فصل بهار است تلاشی نمیکنی تا چیزی را به دست آوری، مگر اینکه به انتظار زمستان بمانی؟
من این سخن که بگفتم تو را نکو مثل است
مثل بسنده بود هوشیار مردان را
هوش مصنوعی: من سخن خود را به گونهای بیان کردم که شما هم به خوبی آن را میفهمید، و این سخن برای مردان بیدار و هوشیار کافی و منطقی است.
دل تو نامهٔ عقل و سخنت عنوان است
بکوش سخت و نکو کن ز نامه عنوان را
هوش مصنوعی: دل تو مانند نامهای است که پیام عقل در آن نوشته شده و سخنان تو نیز نشاندهندهٔ همین پیام است. پس تلاش کن و به خوبی بر روی محتوای این نامه و عنوان آن کار کن.
تو را خدای ز بهر بقا پدید آورد
تو را و خاک و هوا و نبات و حیوان را
هوش مصنوعی: خداوند برای حفظ و بقا، تو را به وجود آورد، همچنین خاک، هوا، گیاهان و حیوانات را نیز خلق کرد.
نگاه کن که بقا را چگونه میکوشد
به خردگی منگر دانهٔ سپندان را
هوش مصنوعی: به اطراف خود نگاه کن و ببین چطور تلاش میشود تا دوام و ماندگاری را به دست آورند، در حالی که نباید به ظواهر و جزئیات بیاهمیت توجه کنی.
بقا به علم خدا اندر است و، فرقان است
سرای علم و، کلید و درست فرقان را
هوش مصنوعی: ادامه موجودیت و ماندگاری به علم خدا وابسته است، و در حقیقت، علم و دانش یک دنیای ویژه و کلید فهم درست آن، به درک صحیح واقعیتها مربوط میشود.
اگر به علم و بقا هیچ حاجت است تورا
سوی درش بشتاب و بجوی دربان را
هوش مصنوعی: اگر به دانایی و جاودانگی نیاز داری، سریعاً به در آن مکان برو و دربان آن را پیدا کن.
در سرای نه چوب است بلکه دانایی است
که بنده نیست ازو به خدای سبحان را
هوش مصنوعی: در این دنیا، تنها چوب و چیزهای مادی وجود ندارد، بلکه دانش و آگاهی است که بندگی برای خداوند را به همراه دارد.
به جد او و بدو جمله باز باید گشت
به روز حشر همه مؤمن و مسلمان را
هوش مصنوعی: در روز قیامت، همه مؤمنان و مسلمانان باید به جد و اصول خود رجوع کنند و به حقیقت و معرفت بپردازند.
مرا رسول رسول خدای فرمان داد
به مؤمنان که بدانند قدر فرمان را
هوش مصنوعی: پیامبر خدا به من گفت که مؤمنان باید ارزش و اهمیت دستورات الهی را درک کنند.
کنون که دیو خراسان به جمله ویران کرد
ازو چگونه ستانم زمین ویران را
هوش مصنوعی: اکنون که دیو خراسان همه جا را ویران کرده، چطور میتوانم زمین ویران را از او بگیرم؟
چو خلق جمله به بازار جهل رفتهستند
همی ز بیم نیارم گشاد دکان را
هوش مصنوعی: چون همه مردم به بازار نادانی رفتهاند، من از ترس به راه انداختن کسب و کارم اقدام نمیکنم.
مرا بَدَل ز خراسان زمین یمگان است
کسی چرا طلبد مر مرا و یمگان را
هوش مصنوعی: من از خراسان، سرزمینی که در آن زندگی میکنم، به فردی دیگر تبدیل شدهام. چرا کسی باید مرا بخواهد در حالی که یمگان و زیباییهای آن وجود دارد؟
ز عمر بهره همین است مر مرا که به شعر
به رشته میکنم این زر و در و مرجان را
هوش مصنوعی: زندگی من تنها به همین خلاصه میشود که با شعر، این زیباییها و جواهرات را به هم میدوزم و به نوعی بازسازی میکنم.