برگردان به زبان ساده
ای زود گرد گنبد بر رفته
خانهٔ وفا به دست جفا رفته
هوش مصنوعی: ای گردن کج و زودتر از آنچه باید، بر گنبد آسمان رفتهای، خانهٔ دوستی و وفا به دست ستم و بیرحمی ویران شده است.
بر من چرا گماشتهای خیره
چندین هزار مست بر آشفته؟
هوش مصنوعی: چرا مرا به حال خود رها کردهای و هزاران فرد مست و بیخود را به حال آشفتهام رها کردهای؟
این دشته بر کشیده همی تازد
وان با کمان و تیر برو خفته
هوش مصنوعی: این دشت به سرعت در حال گسترش است و در آن فردی با کمان و تیر بر زمین خوابیده است.
اینم کند به خطبه درون نفرین
وانم به نامه فریه کند سفته
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که شخصی در یک سخنرانی یا مراسم رسمی، به جای دعا و نیکی، به نفرین و بدی اشاره کرده و در نوشتهای هم به نقد یا شکایت میپردازد.
من خیره مانده زیرا با مستان
هر دو یکی است گفته و ناگفته
هوش مصنوعی: من به خاطر اینکه به حال و هوای مستان توجه میکنم، متوجه شدم که ما در احساس و حال و روز یکسانی داریم؛ هم گفتهها و هم ناگفتههایمان به هم نزدیک است.
گفته سخن چو سفته گهر باشد
ناگفته همچو گوهر ناسفته
هوش مصنوعی: سخنانی که گفته میشود مانند جواهر ارزشمند هستند، اما سخنانی که ناگفته میمانند، ارزش و زیبایی پنهانی دارند که هنوز به نمایش گذاشته نشدهاند.
بیدار کرد ما را بیداری
پنهان ز بیم مستان بنهفته
هوش مصنوعی: ما را بیداری مخفیانهای بیدار کرد، از ترس آن مستان که در خواب بودند.
خرگوشوار دیدم مردم را
خفته دو چشم باز و خرد رفته
هوش مصنوعی: دیدم افرادی را که مانند خرگوش خوابیدهاند، با این تفاوت که چشمانشان باز است و عقل و توجهشان از دست رفته.
یک خیل خوگوار درافتاده
با یکدگر چو دیوان کالفته
هوش مصنوعی: گروهی از انسانها همچون دیوانگان به جان یکدیگر افتادهاند و در حال جنگ و نزاع هستند.
یک جوق بر مثال خردمندان
با مرکب و عمامهٔ زربفته
هوش مصنوعی: یک گروه از افراد دانشمند و با معرفت، که سوار بر اسب و با عمامهای از طلا هستند، به هم جمع شدهاند.
بر سام یارده ز شر منبر
گویان به طمع روز و شبان لفته
هوش مصنوعی: در برابر نیکی و زیبایی هیچگاه از شر و بدی خود در امان نیستیم، چرا که روز و شب، انسانها به دنبال روشهای مختلفی برای آسیب رساندن به یکدیگر هستند.
مستان و بیهشان چو بدیدندم
شمع خرد فروخته بگرفته
هوش مصنوعی: مستها و دیوانگان زمانی که مرا دیدند، شمع دانایی را که روشن کرده بودم، در دستانم گرفتند.
زود از میان خویش براندندم
پر درد جان و ز انده دل کفته
هوش مصنوعی: به سرعت از درونم طرد شدم، پر از درد و رنج جان و از اندوه دل شکسته.
آن جانور که سرگین گرداند
زهر است سوی او گل بشکفته
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که حیوانی که زباله و کثافت را جمعآوری میکند، مانند سمّی است که در معرض آن قرار بگیریم. در برابر او، گل و زیبایی شکوفا میشود. در واقع، این بیان اشاره به تضاد بین زشتی و زیبایی دارد و به ما میگوید که در دنیای اطراف ما، همواره دوگانگیهایی وجود دارد.
بیدار چون نشست بر خفته
خفته ز عیب خویش شود تفته
هوش مصنوعی: وقتی که فرد بیدار میشود و به خواب رفتهها مینگرد، از عیبهای خود آگاه میشود و احساس ناراحتی میکند.
زیرا که سخت زود سوی بیدار
پیدا شود فضیحتی از خفته
هوش مصنوعی: چرا که بیداری سریعتر از خواب میتواند عیب و نقصی را نشان دهد.
ای درها به رشته در آوردم
روز چهارم از سومین هفته
هوش مصنوعی: در روز چهارم از هفته سوم، همه چیز را به هم پیوند زدهام.