برگردان به زبان ساده
اگر چه غمزهٔ خونریز تو بلای من است
سرشک لعل و زر چهره خون بهای من است
هوش مصنوعی: اگرچه نگاه زیبا و کشندهٔ تو برای من دردسرساز است، اما اشکهایی که بر صورت من میریزد مانند لعل و طلا، نشانهای از بهایی است که برای عشق و زیباییات پرداختهام.
مرا که از تو به صد تیغ بر نتابم روی
چه غم ز تیر ملامت که در قفای من است
هوش مصنوعی: من که از شدت محبت و درد تو حتی در برابر سختیها و حملات نتوانم روی برگردانم، دیگر چه غمی دارم از تیرهای ملامتی که پشت سرم است؟
مرا چو در نظرم سرکشی به جای تو نیست
بر آستانهٔ تو هر سگی به جای من است
هوش مصنوعی: وقتی تو را در نظر دارم، هیچ کس نمیتواند جای تو را بگیرد. حتی اگر در سر من، شخصیتی سرکش وجود داشته باشد، باز هم هر کسی که به درگاه تو نزدیک است، در برابر من مثل یک سگ میماند.
جفا ز حد نبری تا دعای بد نکنم
که آفتاب تو در سایهٔ دعای من است
هوش مصنوعی: اگر به من بیمحلی کنی و از حدّ خود بگذری، دعاهای بدی برایت نمیکنم، زیرا وجود تو برای من مانند آفتابی است که در سایهٔ دعاهایم میتابد.
شبی که پای بتم را به دیده مالیدم
بگفت: خاک بر این سر که زیر پای من است
هوش مصنوعی: شبی که پاهای بت زیبایم را با چشم لمس کردم، او گفت: وای بر این سر که زیر پای من است.
برای کوری بدخواه من ز خاک درت
فرست تحفهٔ چشمم که توتیای من است
هوش مصنوعی: برای آن که بدانم دشمنم به چه حالتی است، از خاک در تو هدیهای برای کوری او بفرست که نوری از چشم من دارد.
چه التفات نماید به سلطنت ناصر
اگر رود به زبانت که او گدای من است
هوش مصنوعی: چه اهمیتی دارد که ناصر در مقام سلطنت خود چه توجهی کند، اگر بدانی که او در عمق وجودش طرفدار من است.