برگردان به زبان ساده
تا داغ مهر یار چو مه بر جبین ماست
خورشید شعلهای ز دم آتشین ماست
هوش مصنوعی: زمانی که عشق محبوب بر پیشانی ما همچون ماه تابان است، نور خورشید به واسطه حرارت عشق ما شعلهور است.
ما همچو ذرهایم هوادار و هر سحر
شمشیر مهر غرقه به خون در کمین ماست
هوش مصنوعی: ما مانند ذرات کوچک هستیم که در پی عشق و محبت حرکت میکنیم و هر صبح، عشق همچون شمشیری خونین در کمین ما انتظار میکشد.
زلف تو دین روشن ما تیره میکند
موی تو کفر مطلق و روی تو دین ماست
هوش مصنوعی: زلفهای تو باعث میشود که ایمان و دین ما تاریک به نظر برسد. موهای تو مثل کفر است، اما چهرهات برای ما نشانهای از دین و باورهای ماست.
دامن کشان چو صبح منور طلوع کن
بنگر تراز مهر که بر آستین ماست
هوش مصنوعی: باخشیدن، همچون صبحی روشنیافزا بنگر که چگونه خورشید در دامن آستین ما نمایان است.
چشمت گرفته گوشه چو ترکان راهزن
ز ابرو کمان کشیده مگر در کمین ماست
هوش مصنوعی: نگاه تو مانند دزدان ترک در گوشهای از چشم است و ابروی کمانکشیدهات به نظر میرسد که شاید در کمین ما نشستهای.
ناصر چو گرد از سر کوی تو بر نخاست
تا ذرههای خاک درت همنشین ماست
هوش مصنوعی: ناصر تا زمانی که از سر کوی تو دور نشد، همچنان گرد و غبار آنجا بر روی زمین نشسته و ما را همدم خود کرده است.