برگردان به زبان ساده
ای که خیال روی تو، نقش سراچهٔ دل است
ره نبری به هیچ رو، جای تو خانهٔگل است
هوش مصنوعی: ای کسی که تصویر روی تو، در دل من جا دارد، هیچ راهی برای دور شدن از تو وجود ندارد، چرا که مکان اصلی تو در دل من مانند خانهای گلین و زیباست.
حاصلم از جهان و جان، درد سری ست، چون مرا
از دل نامراد خود، جان مراد حاصل است
هوش مصنوعی: من از این دنیا و زندگی تنها درد و رنجی به دست آوردهام، چرا که از دل محبوب ناکامم، تنها چیزی که دارم، آرزوی تحقق جان و دلدارم است.
هست دری به کوی تو، خانهٔ می فروش را
در نرود به کوی تو،هر که ز خانه غافل است
هوش مصنوعی: در کوی تو دری وجود دارد که هیچکس نمیتواند به آن وارد شود اگر از خانه خود غافل باشد.
دیده به هر چه مینهم، نقش تو دیده میشود
روی به هر چه میکنم، روی توام مقابل است
هوش مصنوعی: هر کجا نگاه میکنم، تصویر تو را میبینم و هر کاری که انجام میدهم، رو به توست.
کام من و دهان تو، این چه گمان فاسد است
دست من و میان تو، این چه خیال باطل است
هوش مصنوعی: نیازی به گمانهای نادرست نیست. لذت من و تو با هم در ارتباط است و هیچ ارتباطی بین آنچه در دست من است و این فاصله وجود ندارد.
هر که چو جام می بود، پاک ضمیر و صاف دل
دور نباشد از لبش، با لب دوست واصل است
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند جام می باشد و دارای دل پاک و خالص است، همیشه نزد لب دوست نزدیک است و از او دور نمیشود.
شمع عبیر بوی من، تا به کدام مجلس است
ماه ستاره چشم من، تا به کدام منزل است
هوش مصنوعی: شمعی که عطرش را حس میکنم، تا کجا قرار است در مجالس برافروزد؟ و ماهی که همچون ستارهای در چشمانم میدرخشد، تا کجا قرار است در سفر بماند؟
می خور و هیچ غم مخور، روز من این حدیث را
گوش تو خوش نمیکند، نغمهٔ چنگ قائل است
هوش مصنوعی: بنوش و نگران هیچ چیز نباش، چون سخنان من امروز برایت خوشایند نخواهد بود و فقط صدای خوش چنگ را میپسندد.
ناصر اگر چه سر به سر، شعر تو پند عارف است
دوست قبول میکند، زانکه عظیم قابل است
هوش مصنوعی: ناصر، هرچند که همهی شعرهای تو پند و نصیحت عارفان است، اما دوست این را میپذیرد، زیرا تو ظرفیت و قابلیت بزرگی داری.