برگردان به زبان ساده
شب فراق تو دارم به ناله همدمیئی
به روز هجر کنم با غم تو محرمیئی
هوش مصنوعی: شبهایی را که دور از تو هستم، با گریه و نالهی همدمی میگذرانم و در روزهایی که از هم دور هستیم، تنها با غم و اندوه تو همدمم.
تو لذت غم عشق از دل بلاکش پرس
که تا نمرد ز غصه نیافت بی غمیئی
هوش مصنوعی: از کسی که در دلش عشق و غم را تجربه کرده بپرس که او چه لذتی از این درد و سختی میبرد، زیرا آن کس که هرگز غم را چشیده، به خوشی واقعی نرسیده است.
چرا به گرد درت ره نمیدهد دل را
که هیچ از سگ کوی تو نیستش کمیئی
هوش مصنوعی: دل من چرا به دور در خانهات راهی نمیدهد؟ یعنی حتی به اندازه کمی از محبت و وفاداری یک سگ در کوی تو را ندارد.
کسان ز بهر پری بو نهند بر آتش
دل من است بر آتش برای آدمیئی
هوش مصنوعی: افرادی برای جلب توجه و زیبایی به دل من، آتش شوق و عشق ایجاد میکنند، و این آتش نشاندهنده احساسی عمیق و انسانی در وجود من است.
مرا ز عشق تو در دل جراحتیست کهنه
که درد تو کند آن را مدام مرهمیئی
هوش مصنوعی: در دل من زخم کهنهای از عشق تو وجود دارد که همیشه دردش با یاد تو تسکین مییابد.
همیشه در خم ابروی توست چشم سیاه
چنانکه هندوی دزدی نشسته در کمیئی
هوش مصنوعی: چشم سیاه من همیشه به خم ابروی تو دوخته شده است، مانند هندو دزدی که در گوشهای نشسته و مراقب است.
به خدمتت برسد گر بقا بود ناصر
بنای عمر ندارد دریغ محکمیئی
هوش مصنوعی: اگر بقا و ماندگاری باشد، ناصر به خدمتت خواهد رسید؛ اما بنای عمر بر اساس پایهای محکم نیست و دریغی بر آن وجود ندارد.