برگردان به زبان ساده
از گلشن رویش اگر یکبارگی گل چیدمی
از جمله گلهای چمن دامن به کلی چیدمی
هوش مصنوعی: اگر از زیباییهای زندگی یک بار گلی بچینم، از بین تمام زیباییها و خوشیها چیزی را به طور کامل خواهم چید.
لطفش اگر یک ره مرا از خاک ره برداشتی
چون گَرد گِرد کوی او دایم به سر گردیدمی
هوش مصنوعی: اگر یک بار از لطف خود مرا از زمین به مقام بلند برداری، من همیشه مثل غبار در اطراف کوی او میچرخیدم.
گر دم ندادی دم به دم، پنهان به زیر لب مرا
من همچو نی در چنگ او هر دم چرا نالیدمی
هوش مصنوعی: اگر در زمانهای مختلف به من توجه نکردی و به آرامی از کنار من گذشتی، من همچون نی در دستان او هر لحظه چرا ناله و فریاد کردم؟
گویند ورزد هر کسی چیزی که میارزد بدان
من نیز میورزم غمش باری بدان ارزیدمی
هوش مصنوعی: میگویند هر کسی چیزی را که ارزش دارد، به آن میپردازد. پس من هم غمش را در نظر میگیرم، چون به آن ارزش دادهام.
چون نیست آن دولت که او گوید به گوش من سخن
کاش از زبانش دیگری گفتی و من نشنیدمی
هوش مصنوعی: وقتی آن محبت و نعمت که او به من وعده میدهد وجود ندارد، کاش کسی دیگر به جای او صحبت میکرد و من از شنیدن آن برکنار میماندم.
گر چشم بیدار مرا چون بخت من خواب آمدی
چون دولت بیدار خود روزی به خوابش دیدمی
هوش مصنوعی: اگر چشمان بیدار من همچون بخت من خواب آلوده شوند، روزی این شانس را داشتم که خواب دولت بیدار خود را ببینم.
چون نیست قاصد را محل کز دوست پیغام آورد
باری دمیدی باد تا از وی خبر پرسیدمی
هوش مصنوعی: از آنجا که کسی برای آوردن پیغام از طرف دوست وجود ندارد، از باد درخواست کردم تا از او خبری بگیرد و برایم بیاورد.
در نامه ناصر خون دل از خامه پیدا میکند
گر هیچ مقدورم شدی آتش به نی پوشیدمی
هوش مصنوعی: در نامهای که ناصر نوشته، احساسات عمیق و رنج دل او آشکار است. اگر امکانش بود، آتش را در نی پنهان میکردم.