برگردان به زبان ساده
اثری در قدح باده ز لعل یار است
قبلهٔ خسته دلان خاک درِ خمّار است
هوش مصنوعی: مشکلی که در شراب سرخ رنگ وجود دارد به خاطر زیبایی و محبوبیت یار است؛ و در واقع، مکان نشاندار و مورد پسند دلدادگان، خاک درب شرابخانه است.
سخن عقل در این کوی ندارد وزنی
عشق از آن دل که در او عقل بود بیزار است
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که عقل در این عالم معنوی و عشقی جایی ندارد و عشق از دلی که عقل بر آن حاکم است متنفر است. به عبارتی، عشق و وجدان الهی فراتر از استدلالهای منطقی قرار دارد و عقل نمیتواند حقیقت عمیق عشق را درک کند.
خبر از سوز دلم نیست کسی را چون شمع
زانکه چون من همه شب تا به سحر بیدار است
هوش مصنوعی: کسی از درد و حسرت درون من خبر ندارد، مثل شمعی که میسوزد، چون من نیز تا صبح بیخواب و بیدارم.
ساقیا یک نفسم باده پرستی فرمای
که مرا در دل از این نفس پرستی عار است
هوش مصنوعی: ای ساقی، بادهای به من بده تا با نوشیدن آن، از این نوع عشق و خودپرستی که در دل دارم، رها شوم و نجات یابم.
حال بیماری من عرضه مکن پیش طبیب
که طبیب از غم درد دل من بیمار است
هوش مصنوعی: حال بیماریم را پیش پزشک نبر، چون خود پزشک از ناراحتی و درد دل من رنج میبرد.
دود سودای تو بگذشت به بازار دلم
سوخت سرمایهٔ رختی که در این بازار است
هوش مصنوعی: دود عشق تو به دل من نفوذ کرده و آن را سوزانده است. تمام دارایی من در این بازار، متعلق به تو است و اکنون آن را از دست دادهام.
در ره عشق کجا خام توان رفت ای دل
پخته خواهی که شوی سوختنت ناچار است
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، ای دل آگاه، نمیتوان بیخبر و بیتوجه حرکت کرد. اگر میخواهی عشق ورزی، باید آمادهی رنج و سوختن نیز باشی.
یک قدم گر ز ره نیستی آری بیرون
راست پندار که دیگر قدمت بر دار است
هوش مصنوعی: اگر یک قدم از راه درست منحرف شوی، بدان که دیگر نمیتوانی قدمی در مسیر درست برداری.
پیش اغیار مکن شرح غم دل، ناصر
که نه هر بیخبری محرم این اسرار است
هوش مصنوعی: به دیگران از درد و دل خود نگو، زیرا هر کسی صلاحیت فهمیدن این رازها را ندارد.