برگردان به زبان ساده
بیامدم ز سفر باز جانب یاری
به جستن دل خود گرد کوی دلداری
هوش مصنوعی: من از سفر بازگشتم تا به جستوجوی یاری بروم و دل خود را در کوچه دلدادگی پیدا کنم.
دریغ عمر که در روز هجر ضایع شد
فراق جان نکند اختیار هشیاری
هوش مصنوعی: تاسف میخورم که عمرم در روزهای جدایی هدر رفت؛ دوری از جانم نمیتواند انتخابی برای آگاهی باشد.
هم ازملالت لیلی به نجد شد مجنون
وگر نه عاشق از اینسان نمیکند کاری
هوش مصنوعی: مجنون به خاطر خستگی از لیلی به نجد رفت وگرنه انسان عاشق از این دست کارها نمیکند.
سحرگهم چه خوش آمد که بلبلی میگفت
که نازک است گل، از وی خوشیم به خاری
هوش مصنوعی: در صبح بهاری چه نیکو بود که بلبل میگفت گل لطیف و زیباست، و ما از این حس خوب حتی به خار هم دل خوش داریم.
هزار کوه و بیابان و بحر و بر دیدم
مقیم کعبهٔ دولت شدم دگر باری
هوش مصنوعی: من در سفرهای خود هزاران کوه، بیابان، دریا و زمین را دیدم و حالا دوباره به مکان باعزتی که کعبهٔ دولت نامیده میشود، رسیدهام.
هزار شکر که اقبال و بخت یاری کرد
که تا به هم برسیدند یار با یاری
هوش مصنوعی: بسیار خوشحالم که شانس و سرنوشت به ما کمک کرد تا معشوق و محبوب یکدیگر شویم.
کشید این همه محنت برای آن ناصر
که تا شناسد حالِ به غم گرفتاری
هوش مصنوعی: این همه درد و رنج به خاطر ناصر کشیده شده است تا او بتواند حال کسانی را که در غم و مصیبت هستند، درک کند.