برگردان به زبان ساده
به دستان گر ز دست ما بجستی
به دست آرم دگر بارت به چُستی
هوش مصنوعی: اگر از دست من آزاد شوی، با دست خودم بار دیگر با سرعت بیشتری برمیدارمت.
نپرسیدی ز حال دردمندان
دل گم کردهٔ ما را بخستی
هوش مصنوعی: تو هرگز نپرسیدی که حال دردکشیدگان ما که دلباختهاند، چگونه است.
فشاندی زلف مشکین و چو زلفت
بسی دلهای مسکین را شکستی
هوش مصنوعی: تو زلفهای مشکین خود را به رخ کشیدی و با زیباییات دلهای بسیاری را به درد آوردهای.
کمر بر موی بستی کاین میان است
دروغی زین میان بر خویش بستی
هوش مصنوعی: تو به خاطر عشق و علاقهات، خود را به زحمت انداختهای، اما در این میان، دروغی وجود دارد که تو خود را به آن وابسته کردهای.
چو خاک ره شدم در پای تو پست
مثل نشنیدهای مستی و پستی
هوش مصنوعی: مثل خاک زیر پای تو، خاکی و ناچیز شدم، گویی که هیچ چیزی از مستی و پستی را نشنیدهام.
صبا از ضعف در کار رسالت
کسالت مینماید سخت سستی
هوش مصنوعی: نسیم به دلیل ضعیف بودن در انجام وظیفهاش، به شدت بیتحرک و تنبل به نظر میرسد.
لب او خنده زد بر حال ناصر
نمود از نیستی یک ذره هستی
هوش مصنوعی: لبان او با خنده به حال ناصر اشاره کردند و از عدم وجودش، یک ذره وجود و هستی را به او نشان دادند.