برگردان به زبان ساده
حلقه حلقه زلف تو بسته است بر کارم گره
یا بپوشیدی ز سهم تیر آه ما زره
هوش مصنوعی: زلفهای تو در زندگیم مثل حلقهها گره زدهاند و من را در کارهای خود درگیر کردهاند. یا این که آیا بر من پوشیدهای که تیراندازی که به دل ما میزند، زرهای بر تن کرده است؟
گر شناسی قدر خود ای ماه روز افزون من
کی دهد ماه رخت خورشید تابان را فره
هوش مصنوعی: اگر به ارزش خود آگاهی، ای ماه که هر روز درخشندگیت بیشتر میشود، چه کسی میتواند بر چهره درخشان تو، نور خورشید را ببخشد؟
یا به نوک تیر مژگان خون جان ما بریز
یا به بوسی از لب خود خونبهای ما بده
هوش مصنوعی: ای کاش با نوک مژههایت بر جان ما خون بریزی یا با بوسهای از لبت، بهای جانمان را به ما بدهی.
جان بیمار مرا از نار هجران کن خلاص
کاو نخواهد گشت بی سیب زنخدان تو به
هوش مصنوعی: جان بیمار من را از عذاب جدایی رهایی ببخش، زیرا نمیتواند بدون لبهای تو زنده بماند.
دی تأمل کرد ناصر در کمان ابرویش
هیچ چیزی در نباید از نکوئی غیر زه
هوش مصنوعی: ناصر به فکر فرو رفته و به کمان ابروی معشوقش نگاه میکند و میبیند که در آن زیبایی، هیچ چیز جز تیر و کمان نیکویی وجود ندارد.