برگردان به زبان ساده
دوش خون از دیده میراندم، سرشکم آگه است
زانکه هر شامی به بالین منش منزلگه است
هوش مصنوعی: دیشب اشکهایم را به خاطر غم و اندوه میریختم، چون همواره در کنارم کسی است که از حال و روز من خبر دارد و هر شب در کنار من میخوابد.
از نسیم خاک کویت خار در پای گل است
وز هوای مهر رویت تاب در روی مه است
هوش مصنوعی: نسیم خاک تو مانند خار در پای گل است و هوای محبت چهرهٔ تو مانند تابش نور بر ماه است.
شام هجر ما به زلفت راست ناید سر به سر
غیر این وصفت درازی هر چه گویم کوته است
هوش مصنوعی: شام جدایی ما به زیبایی زلفت نمیرسد، زیرا هر آنچه دربارهاش بگویم، به اندازهای که شایستهاش است، نمیتواند توصیف کند.
قامتم چون تیر بود و گشت اکنون چون کمان
استخوانی و پئی ماندست کز غم دوته است
هوش مصنوعی: منظور از این بیت این است که در ابتدا، قد و قامت من مانند تیر راست و استوار بود، اما اکنون به حالتی مانند کمان خمیده درآمدهام. این تغییر شکل به خاطر اندوه و دردهای درونی است که تجربه کردهام.
گمرهی داند طریق عاشقی، نه رهبری
شیر مردی باید این ره را، چه جای روبه است
هوش مصنوعی: عشق حقیقی را تنها کسی میفهمد که از آن آگاه باشد و در این مسیر به خوبی راهنمایی نکند. این راه به شجاعت و مردانگی احتیاج دارد و جایی برای ترس و ضعف نیست.
در گمان بودم ز واعظ تا به اکنون کز شراب
توبه فرمودم، یقینم شد که مسکین ابله است
هوش مصنوعی: در تردید بودم که واعظ تا به حال از شراب توبه صحبت میکند، اما حالا مطمئن شدم که او آدمی نادان و احمق است.
هفت میگویند گردون را و نُه، ما فارغیم
می پرستان را چه حاصل زانکه او نُه یا ده است
هوش مصنوعی: میگویند در آسمان تعداد هفت و نه وجود دارد، اما ما پرستندگان میدانیم که این تفکرات برای ما هیچ سودی ندارد، چرا که او ممکن است نه یا ده باشد.
شب همه شب ناله کردم بر در او، خادمی
گفت ناصر تا کی این فریاد، رو شب بیگه است
هوش مصنوعی: شبها به شدت غمگین و دلشکسته بودم و بر در آن معشوق ناله میزدم. یکی از خدمتکاران به من گفت: ناصر، تا کی میخواهی اینقدر فریاد بزنی؟ شب که هنوز تمام نشده است.