برگردان به زبان ساده
آرزو دارم که با او باده نوشم رو به رو
جان به لب آمد، به کامم بر نیامد آرزو
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که در کنار او خوش بگذرانم و از شراب بنوشم، اما جانم به لب رسیده و این آرزو به حقیقت نپیوسته است.
پای او بوسم چو زلف و مینهم سر بر زمین
من که با تاج سلاطین سر نمیآرم فرو
هوش مصنوعی: من پاهای او را میبوسم و سرم را بر زمین میگذارم، چون من با تاجهای پادشاهان هم نمیتوانم سر بلند کنم.
بر میان او ببندم چون کمر خود را به زر
تا همه اسرار پنهان فاش گردد مو به مو
هوش مصنوعی: همانطور که کمر خود را با زر میبندم، بر میانه او چیزی میزنم تا تمام رازهای پنهان به وضوح و کاملاً مشخص نمایان شود.
زلف او خواند سراسر حال بخت من به من
اشک من گوید یکایک درّ وصف من به او
هوش مصنوعی: موهای او حال و روز شانس من را به من میگویند و اشک من به من میگوید که هر یک از وصف من به اوست.
پیش ازین چون خاک ره بودم ولی اکنون چو باد
میروم بی پا و سر بر یاد رویش کو به کو
هوش مصنوعی: قبل از این، مثل خاکی در راه بودم، اما اکنون مانند بادی بیپا و بیسر به این سو و آن سو میروم، در یاد روی او.
شیشهٔ ناموس ناصر گر برون آید درست
توبه از عشق تو روزی، سنگ آید بر سبو
هوش مصنوعی: اگر شیشهٔ ناموس ناصر شکسته شود، روزی توبهام از عشق تو به درستی به اتمام میرسد و در این حال، سنگی بر سبو خواهد آمد.