برگردان به زبان ساده
ای بلای عاشقان بالای سروآسای تو
کار ما بالا گرفته از قد و بالای تو
هوش مصنوعی: ای دردسر عاشقان، زیبایی تو باعث شده که ما به اوج برسیم و از قد و قامت تو سرشار از احساس شویم.
جان ز دل بردی و جز چهره ندارم وجه زر
با وجود مفلسی من چون کنم سودای تو
هوش مصنوعی: تو جان مرا از دل بردی و اکنون تنها چهرهات را دارم. با وجود اینکه من در تنگدستی به سر میبرم، چگونه میتوانم به خیال تو دست یابم؟
خاک پایت،کوری دشمن، به چشمم توتیاست
ور ز من باور نداری، بین به خاک پای تو
هوش مصنوعی: خاک پای تو برایم مانند دانههای توتی است که در چشم دشمنان میزند و اگر به عشق و محبت من بیباور هستی، فقط به خاک پای تو نگاه کن.
نور چشم من توئی، چشمم به رویت روشن است
من نمیخواهم به جز در دیدهٔ خود جای تو
هوش مصنوعی: تو برای من مثل نور چشم هستی و من همیشه به تو نگاه میکنم. نمیخواهم کسی جز تو در دل و ذهنم باشد.
صورت چشمیست نرگس، لیکن او را نور نیست
ور نه شرمی داشتی از نرگس رعنای تو
هوش مصنوعی: چشمان نرگس زیبا هستند، اما او هیچ نوری ندارد. در غیر این صورت، از زیبایی تو خجالت میکشید.
جان شیربن مینماید تلخ در پیش لبت
این تمتع دارم از شیرینی لبهای تو
هوش مصنوعی: جانم مانند شیر تلخی را در مقابل لبهای تو نشان میدهد، اما من از شیرینی لبهای تو لذت میبرم.
درد هجرانت به نقد امروز ناصر را بکشت
این زمان سودی ندارد وعدهٔ فردای تو
هوش مصنوعی: درد دوری تو ناصر را امروز از پا درآورده است و در حال حاضر وعدهٔ فردای تو هیچ فایدهای ندارد.