برگردان به زبان ساده
جز دهانش نیست در هر دو جهان مقصود من
کی به کام من شود مقصود ناموجود من
هوش مصنوعی: مقصود من تنها در دهان اوست و در هیچ جای دیگر پیدا نمیشود. نمیدانم خواستهام کی برآورده خواهد شد، زیرا آنچه میخواهم وجود ندارد.
چون شدی دامن کشان، باری زمینش گشتمی
تا به دامن پاک کردی، روی گردآلود من
هوش مصنوعی: وقتی که تو دامنکشانی کردی، من به خاک افتادم و به خاطر تو کثیفیهای روی خود را شستهام.
هم به نوعی شاد گشتی، گر نفرسودی ز غم
این دل پر درد بیسامان غمفرسود من
هوش مصنوعی: شما هم به گونهای خوشحال میشوید، اگر از غم این دل پر درد و بینظم و بیسر و سامان من خسته نشوید.
در عدم آسوده بودم، این زمان از بود خویش
رنج دارم، کاشکی هرگز نبودی بود من
هوش مصنوعی: در زمان عدم و نبودن، راحت بودم، اما اکنون که هستی دارم، از وجود خود رنج میبرم. ای کاش هرگز وجود نداشتم.
در سر سودای زلفش عمرها کردم زیان
گر ندامت میخورم اکنون ندارد سود من
هوش مصنوعی: من تمام عمرم را به خاطر زیباییهای موی او صرف کردم و حالا که از این کار پشیمانم، هیچ فایدهای برای من ندارد.
چند خواهی سوختن در آتش هجرم چو عود
عاقبت روزی بگیرد دامنت را دود من
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی از سوختن در آتش جدایی من رنج ببری؟ آخر روزی، این آتش دامن تو را هم شعلهور خواهد کرد.
گفت: ناصر جان بده، بوسی ستان، خوش دولتیست
گر به جانی میبرآید از لبش مقصود من
هوش مصنوعی: گفت: ناصر عزیز، جانت را بده، چون بوسهای که میگیرم نعمت بزرگی است، اگر از لبش جانم برود، هدف من همین است.