برگردان به زبان ساده
چون همنشین ماه نگردم بر آسمان
آن به که همچو گرد نهم سر بر آستان
هوش مصنوعی: من به محض اینکه با زیبایی و نور ماه همنشین شوم، از آسمان بالا میروم. اما این بهتر است که مانند غبار در برابر درگاه او سر فرود نیاورم.
با آنکه تیر چرخ ز من سهم میخورد
چون قوس پشت من بود از غم گران
هوش مصنوعی: با اینکه روزگار به دلم سخت میگذرد و مشکلات زیادی دارم، اما همچنان به خاطر درد و رنجهایم قوی و مقاوم هستم.
اقرار عشق کردم و انکار عاقلی
کز عشق در یقینم و از عقل در گمان
هوش مصنوعی: من به عشق اعتراف کردم و وجود عقل را انکار کردم، چون عشق در دل من حقیقت دارد، ولی عقل تنها در ظن و گمان است.
چون آب دیده نقش خیالت لطیف گشت
چون باد یافت بوی نسیم تو شد روان
هوش مصنوعی: زمانی که اشکهای من صاف و شفاف شدند و تصویر تو در دل من نرم و زیبا گشت، مانند نسیم، بوی تو در جانم جاری شد.
ای تن چرا تو غافل و فارغ نشستهای
نشنیدهای که عزم سفر جزم کرد جان
هوش مصنوعی: ای بدن، چرا غافل و بیتفاوت نشستهای؟ آیا نشنیدهای که جان تصمیم به سفر گرفته و کوچ کرده است؟
بیچاره تشنهای که رسد جان او به لب
دلبر به محمل و دل و جانش به کاروان
هوش مصنوعی: تشنهای که در آستانه مرگ است و جانش به لب رسیده، با دیدن محبوبش که در حال گذر است، تمام وجودش به کاروانش معطوف میشود.
ناصر چو گرد در عقبش میرود به سر
با دوست همچو باد اگر نیست همعنان
هوش مصنوعی: ناصر همیشه در پی دیگران حرکت میکند، اما با دوستانش مانند باد آزاد و بیقید و شرط است، حتی اگر همپایه و همراه نباشند.