برگردان به زبان ساده
تا بخندید لبت واقف اسرار شدیم
تا بدیدیم رخت طالب دیدار شدیم
هوش مصنوعی: وقتی لبخند تو را دیدیم، به رازهای درون تو پی بردیم و هنگامی که چهرهات را مشاهده کردیم، شوق ملاقات و دیدارت در دلمان ایجاد شد.
باد بوی تو شبی از خُم خمّار آورد
ما بدان بوی مقیم در خمار شدیم
هوش مصنوعی: یک شب، باد عطر و بوی تو را از کنار بادهفروشی به همراه آورد و ما با آن عطر، به حالت نشئه و مستی دچار شدیم.
در قدح رنگ لبت بود، لبش بوسیدم
مطرب از عشق تو نالید، بدو یار شدیم
هوش مصنوعی: در جام شراب رنگ لب معشوقم دیده میشود، من لب او را بوسیدم و در حالی که مطرب از عشق تو ناله میزد، ما به یکدیگر پیوستیم.
سر ما بار گران بود، ز دوش افکندیم
عشق تو راه دراز است، سبکبار شدیم
هوش مصنوعی: ما بار سنگینی بر دوش داشتیم، اما عشق تو را رها کردیم. راهی طولانی پیش رو داریم، و اکنون با خیالی راحت و سبکبار حرکت میکنیم.
جرعه بر خاک فشاندی تو و ما را نرسید
ما به دور تو به یکبار چرا خوار شدیم
هوش مصنوعی: تو جرعهای از شراب را بر زمین ریختی، اما ما هرگز نتوانستیم آن را بچشیم. در اطرافت در یک لحظه به ذلت افتادیم.
مدعی بیش تو با ما سخن از زهد مگو
که هم از نام خود و ننگ تو بیزار شدیم
هوش مصنوعی: تو که نمیتوانی ادعای زهد و دینداری کنی، چرا که ما از نامی که به خود میزنی و ننگی که به دنبال آن است، دور شدهایم.
چون قلم راست تو بر راه یقین باش که ما
گرد این دایرهٔ سرگشته چو پرگار شدیم
هوش مصنوعی: هرگاه که کار تو بر اساس حقیقت و یقین باشد، ما نیز مانند یک پرگار در این دایرهٔ گمراهی به دور خود میچرخیم.
گرچه رندیم به هر مدرسه حاضر گشتیم
ور چه مستیم به هر صومعه بسیار شدیم
هوش مصنوعی: هرچند که ما آدمهای بازیگوش و فریادگر هستیم و در هر مکان آموزشی حاضر میشویم، حتی اگر در حالت نشئه و مستی هم باشیم، به هر عبادتگاه و مکانی که برگردیم، همیشه با تعداد زیادی از ما روبهرو میشوند.
دوش در میکده می در سر اصحاب افتاد
همچو ناصر همه بی خرقه و دستار شدیم
هوش مصنوعی: دیشب در میکده، وقتی که مشغول نوشیدن بودیم، همه مثل ناصر، بی لباس و بی عنوان، خود را رها کردیم.